سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 475

صفحه 475

نظر از ارتباط به امر مولا و مرجع هم هیچ قدرتی برای این سفر ندارد، اما به مجردی که او امر صادر کرد که این سفر را انجام بدهد خود این امر در تحقق قدرت نقش دارد، خود این امر قدرت آور است.

این امر سبب می شود که متدینین وسیله در اختیارش می گذارند و این سفر را می تواند انجام بدهد.

شما این امر را چطور می بینید؟ آیا می گویید: این امر درست نیست برای اینکه در امر لازم است که قدرت«مع قطع النظر عن الامر» داشته باشد! یا می گویید: مسأله اعتبار قدرت و شرطیت قدرت یک مسأله عقلی است، عقل می گوید: آنجایی که امر هست قدرت هم باید باشد، حالا این قدرت از کجا آمده است؟ ممکن است از ناحیه خود امر بیاید. «نفس الامر» دخالت در ایجاد چنین قدرتی داشته باشد، عقل نمی توتند اینجا بگوید: این امر جایز نیست، نمی تواند بگوید این تکلیف، تکلیف به غیر مقدور است برای خاطر اینکه این چون با قطع نظر از امر قدرت ندارد، لذا«هذا تکلیف بغیر المقدور و غیر جایز»، عقل چنین حکمی نمی کند، عقل می گوید: اگر به خود امر هم قدرت حاصل بشود و تحقق پیدا کند اینجا صحیح است، آن قدرتی که ما به عنوان شرط عمومی برای تکالیف قرار دادیم همان قدرت اینجا حاصل است و شرط هم حاصل.

شرط تحقق قص الامر در خارج

در ما نحن فیه می گویید: کی طرف توقف را ما بلااشکال قبول داریم و آن طرف اول است. قصد الامر اگر بخواهد از عبد تحقق پیدا کند در خارج، بدون امر نمی شود، یعنی مسأله تقدم و تأخر در کار است. اول باید امری از ناحیۀ مولا تحقق داشته باشد و به دنبال این امر قص الامر حاصل بشود، و لا یعقل اینکه بدون امر در خارج قصد الامر تحقق پیدا کند. لذا این طرف توقف یک مسأله روشن و بدیهی است، اما آن طرف مسأله که مربوط به حکم عقل است، شما می گویید: امر توقف بر قدرت بر متعلّق دارد، می گوییم: توقف را چه طوری معنا می کنید؟ امر توقف دارد بر قدرت بر متعلق آیا معنای توقف این است که اول باید(ولو اول رتبی)، قدرت بر متعلق باشد و«ثم» امر بیاید؟ ما این معنا را قبول نداریم، هیچ لازم نیست که اول قدرت بر متعلق باشد«ثم» امر بیاید، چرا؟ به دلیل اینکه ما ثابت کردیم که گاهی قدرت از ناحیه خود امر می آید، و اگر قدرت از ناحیه خود امر بیاید که دیگر معنا ندارد این قدرت تقدم بر امر داشته باشد، معنا ندارد که این قدرت در رتبه متقدمۀ بر امر باشد.

پس توقف ثانی که شما بخواهید مسأله را به این نحو تعبیر بکنید که الامر یتوقف علی القدره، در باب استطاعت مسأله درست است، آنجا ما هستیم و ظاهر دلیل شرعی، دلیل شرعی می گوید:

«المستطیع یجب علیه الحج»، یعنی اول باید استطاعت پیدا بشود بعد مسأله وجوب حج بیاید، ظاهر دلیل شرعی این است تعبد هم هست، چاره ای هم غیر از التزام به آنچه که ظاهر ادله شرعیه است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه