سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 489

صفحه 489

متعلق همان است که تکلیف به آن تعلق گرفته که ما از آن تعبیر به مأمور به و مکلف به می کنیم. اما موضوع تکلیف عبارت از آن عنوان خاصی است که روی آن عنوان تکلیف گذاشته شده مثل«مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً» در آیۀ حج، «اللّه» تلکیفش را بیان می کنند، «حج البیت» هم مکلف را به را مشخص می کند، تکلیف تعلق به حج گرفته حالا موضوع چیست؟ یعنی«من وضع» یا«ما وضع علیه التکلیف» آن عنوان خاصی است که زائد بر عنوان مکلف بودن است، «مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً» یک عنوان اضافه ای است. اینجا عنوان«مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً» موضوعیت دارد، عنوان«حج البیت» متعلق، لام و علی هم، دلالت بر تلکیف می کند؛ ارجاع چنین قضایای حقیقیه به قضایای شرطیه، مانعی ندارد. وقتی می خواهید به عنوان یک مفسر آیه شریفه حج را تفسیر کنید، می توانید بگویید، این آیه می گوید«ایها المکلفون، ایها الناس اذا استطعتم یجب علیم الحج»؛ اگر به صورت قضیۀ شرطیه، آیه را تفسیر کردید، نمی گویند: کجای آیه قضیۀ شرطیه مطرح است؟

اما در«اقم الصلاه» تکلیفی داریم که مفاد هیأت افعل است که همان وجوب است؛ و از آن تعبیر به بعث و تحریک اعتباری می کنیم، مکلف به و مأمور به، عبارت از«اقامه الصلاه» است. اما اینجا دیگر موضوع ندارد، موضوع عبارت از آن عنوان خاص است؛ ما در«اقم الصلاه» عنوان خاص نداریم که آن رابیاوریم به صورت قضیۀ شرطیه معنا کنیم، همان طوری که آیه حج را اگر کسی به صورت یک قضیۀ شرطیه معنا می کرد، شما هیچ گونه انکار نمی کردید. «اقم الصلاه» را چه طوری به صورت قضیه شرطیه در می آورید تا بگویید این هم تفسیر آیه است. چه طوری قضیۀ شرطیه درست کنیم، «ایها المکلفون یجب علیکم اقامه الصلاه» این که دیگر شرط و جزا ءندارد، مقدم و تالی ندارد که ما بگوییم«اقم الصلاه» هم یرجع الی القضیه الشرطیه، هیچ نمی توانیم درک کنیم این معنا را که چه طوری«اقم الصلاه» به قضیۀ شرطیه بر می گردد.

أخذ قیود غیر اختیاری به عنوان شرط

گاهی از اوقات یک قیود غیر اختیاریه در مسئله اخذ می شود، ما هم می توانیم و جاره هم نداریم بگوییم که این قیود غیر اختیاریه به صورت شرط باید در قضیه شرطیه مطرح شود، مثلا بگوییم«ایها الناس اذا بلغتم یجب علیکم اقامه الصلاه» یا«اذا عقلتم و صرتم بالغا یجب علیکم اقامه الصلاه» چون مسئله عقل، مسئله بلوغ و امثال ذلک داخل در دایرۀ اختیار مکلف نیست، به فرمایش ایشان باید فرض وجود بشود، یعنی قضیۀ شرطیه، مثل«ان جائک زید فاکرمه» همان طوری که در وجوب اکرام زید فرض مجیء زید شده، در امور غیر اختیاری، باید فرض وجودش بشود و به صورت تعلیقی که مفاد قضیۀ شرطیه است، یک چنین مسئله ای تحقق پیدا کند، بگوید«ایها الناس اذا بلغتم یجب علیکم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه