سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 49

صفحه 49

از حمل مطرح است. فقط فرقشان این است. اما یک فرق دیگری هم هست که ضرب بلا اشکال وضعش عام موضوع له آن هم عام است، اما مشتق که رسید مسأله فرق می کند وضعش عام موضوع له آن خاص می شود. پس چه ما در رابطۀ با مفهوم مشتق قائل به بساطت شویم به آن معنایی که می گویند که دیگر از آن معنا بالاتر تصور نمی شود و چه قائل به ترکیب و چه بسیط به معنایی که مرحوم آخوند ذکر می کردند و ما هم تبعیت کردیم از ایشان، همه اینها متفقند که مشتق ثمل انسان می ماند، همان طوری که انسان وضعش عام و موضوع له عام دارد، مشتق هم وضعش عام و موضوع له آن عام است. در حالی که اگر مصادیق شیء که می بینید مصادیق شیء، همۀ اشیاء عالم را می گیرد، تمام امور متباینه مصادیق شیء هستند همه اینها را می گیرد. اگر مصادیق شیء در موضوع له مشتق دخالت داشته باشد و مفهوم شیء کنار باشد لازم می آید بگوییم: وضعش عام موضوع له خاص است، در حالیکه احدی به این معنا در باب هیئت مشتق ملتزم نشده، چه آنهایی که قائل به ترکیبند، چه آنهایی که قائل به بساطت هستند، چه آنهایی که مثل بعض الاعلام بساطت را معنی می کنند و چه آنهایی که بساطت را به صورتی که مرحوم محقق خراسانی معنا کردند، معنا می کنند. پس در نتیجه ما خوب است این شق را از بحثمان خارج کنیم که مصادیق شیء در معنای مشتق نقش داشته باشد، چون لازمه اش وضع عام موضوع له خاص است، آن وقت این کنار می رود.

مراد از دخالت مصادیق شیء در معنای مشتق

علاوه یک اشکال دیگر هم دارد و آن اشکال این است، آنجایی که شما قضیه حملیه تشکیل می دهید می گویید«زید کاتب، الانسان ضاحک». اینجا مصادیق در کاتب و ضاحک مشخص است، مصداق شیء در کاتب زید است، مصداق شیء در ضاحک انسان است. آنجاهایی که باز یک عناوینی داریم که این عناوین در یک نوع خاص وجود دارد، مثلا عنوان کاتب، این فقط در نوع انسان است، عنوان ضاحک در نوع انسان است، این را هم بگوییم خیلی خوب مصداق شیء روشن. اما یک وقت نه قضیه حملیه تشکیل می دهیم و نه عنوان اختصاص به یک موضوع دارد، می گوییم:

الحساس، المتحرک بالاراده، متحرک شما که می گویید مصداق شیء در او هست اینجا مصداق چیست در المتحرک بالاراده؟ آیا انسان را می خواهد بگوید، بقر را می خواهد بگوید، غنم را می خواهد بگوید، فیل را می خواهد بگوید؟ آیا شما اینجایی که می گویید المتحرک بالاراده با توجه به اینکه قضیۀ حملیه ای در کار نیست و با توجه به اینکه این المتحرک بالاراده، اختصاص به نوع خاص ندارد، می فرمایید: ابهام دارد یا نه؟ یا باید ملتزم به ابهام بشوید برای اینکه شما نمی دانید مصداق شیء در المتحرک بالاراده چیست؟ آیا مصداقش انسان است؟ انسان هم یک مصداق شیء و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه