سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 497

صفحه 497

ذات مقیّد هم همین طور است، این طور نیست که آنجایی که مقید وجود داشته باشد، ما یک جزء خارجی داشته باشیم یک جزء تحلیلی عقلی داشته باشیم، نه، در مسأله مقیّد ما دو تا جزء داریم، لکن هردو جزء تحلیلی است و هردو جزء عقلی است، و در اجزاء تحلیلیه عقلیه که در حقیقت یک وجود واحده است، یک حقیقت واحده است، این وجود واحد مأمور به است، نمی توانید بگویید:

این جزء تحلیلی هم«تعلق به الامر»، نمی توانید بگویید: آن جزء تحلیلی دوم هم«تعلق به الامر»، هیچ یک از دو جزء تحلیلی نه ذات مقیّد و نه تقیّد، هیچ کدام امر به آنها تعلق نگرفته، این شیء واحد مأمور به است. پس اجزاء تحلیلیه که در ما نحن فیه«صلاه جزء تحلیلی»، و تقیّد این صلاه به قصد الامر«جزء تحلیلی آخر»، هیچ کدامش را نمی توانیم بگوییم: مأمور به است. مأمور به ما یک چیز است، اجزاء ندارد، همین شیء واحد که مقید بما هو مقید است، «شی واحد تعلق به الامر و اجزائه التحلیلیه غیر مامور بها».

اخذ قصد الامر در مأمور به، به عنوان قید یا شرط

بعد باز مرحوم آخوند به خودش اشکال می کند، ان قلت: درست است این حرف، مسأله اجزاء تحلیلیه در تمام مدعا صادق نیست، اگر ما قصد الامر را به عنوان قیدیت و شرطیت در مأمور به اخذ کنیم، حق با شما است که اجزاء تحلیلیه«لا یکاد یتصف بالوجوب و بکونه مأمورا بها»، اما اگر ما قصد الامر را در ردیف اجزاء قرار دادیم، مثل رکوع و سجود امثال ذلک قرار دادیم چطور؟ آنجا که دیگر اجزاء تحلیلیه وجود ندارد، رد یک مرکب از اجزاء، آن اجزاء دیگر اجزاء واقعیه است، اجزاء حقیقیه است، نه اجزاء تحلیلیه. حالا چه مانعی دارد که ما این حرف را بزنیم، کانّ اینجوری بگوییم: «الامر متعلق بالصلاه المرکبه(تعبیر ترکیب بکنیم) المرکبه من الاجزاء التی منها داعی الامر»، داعی الامر هم به عنوان رکوع و سجود و سایر اجزاء را در متعلق بیاوریم. آن وقت ان قلت می گوید: اگر شما این کار را کردید، نتیجه این می شود که قصد الامر هم می شود مثل رکوع و سجود و قرائت و اینها، اگر مثل آنهاشد آیا کسی می تواند بگوید: رکوع و سجود مأمور به نیست؟ آیا کسی می تواند بوید: قرائت و تشهد و تسلیم مأمور به و متعلق امر نیست؟ نه، در مرکبات گفتند: این طور نیست که مرکبات یک وجودی غیر وجود اجزاء باشد، مرکب همین است همین اجزاء نه اینکه متحصل از این اجزاء باشد و یک امری غیر از این اجزاء باشد، مرکب یعنی همین اجزاء نه اینکه متحصل از این اجزاء باشد و یک امری غیر از این اجزاء باشد، مرکب یعنی همین و اگر امر به صلاه تعلق بگیرد، یعنی به همین رکوع وسجود و قرائت و تشهد و تسلیم تعلق گرتفه، و اگر ما قصد القربه را در ردیف اجزاء آوردیم، می شود مثل سایر اجزاء. در سایر اجزاء گفتند: شما می توانید رکوع را به داعی امر متعلق به رکوع اتیان کنید، سجود را به داعی امر متعلق به سجود اتیان کنید، قرائت را به داعی امر متعلق به قرائت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه