سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 510

صفحه 510

سپاسی تحقّق پیدا کند، خداوند که بزرگترین و بالاترین انعام کننده بر انسان است، شکر چنین منعمی به حسب نظر عقل واجب است، و تجلّی شکر هم در اطاعت امر خداوند است. خود اطاعت امر خداوند، یک شکر و سپاس کامل است. وقتی که منعم دستوری بدهد و انسان دستورش را اجرا کند و امر او را اطاعت بکند، این یکی از مصادیق ظاهره شکر منعم است، کما اینکه در باب معم های خودمان هم گاهی شکرانه اش به همین صورت است که اگر تقاضایی داشته باشد، خواستی داشته باشد، انسان به تقاضای او جواب مثبت بدهد، و خواسته او را انجام بدهد. همین طور بالاتر، ممکن است کسی خداوند را عبادت بکند، نه به عنوان«انه منعم و العباده شکر المنعم» بلکه به نوان همان عظمتی که خداوند دارد، آن عظمت واقعی و حقیقی. تقریاب جبلّی انسان است که در برابر عظمت ها خضوع می کند آن هم عظمت های معنوی، آن هم دیگر بالاترین عظمت که عظمت مقام الهی و مقام ربوبی باشد. ممکن است در بعضی ها عبادت به این داعی تحقّق پیدا کند.

بالاترین مرتبه عبادت آن است که از مولی الموحدین امیر المؤمنین(علیه السلام) نقل شده که در خطاب به پروردگار این طور عرضه می دارد: «ما عبدتک خوفا من نارک، و لا طمعا فی جنتّک، بل وجدتک اهلا للعباده فعبدتک». قطع نظر از همین مفاد، چیزکه ما از این عبارت برداشت می کنیم به نظر من روی کلمۀ«وجدتک» هم باید دقت کرد. امیر المؤمنین(علیه السلام) نمی گوید: من یقین دارم که تو اهل عبادتی و تو را عبادت می کنم. بالاتر، می فرماید: «وجدتک» یعنی به عین الیقین یافته ام، نه صرف یقین، نه صرف علم به این معنا که«انت اهل للعباده»، یافتم تو را یعنی به عین الیقین یافتم تو را که تو اهلیّت عبادت داری به دنبال این عین الیقین در رابطۀ با اهلیت للعباده، فعبدتک.

دواعی تحقّق عبادت

ما به حسب خارج، دواعی تحقّق عبادت را عبارت از این امور می بینیم: خوفا من النار، طمعا فی الجنّه، شکرا للمنعم، تعظیما فی مقابل العظمه، وجدان المعبود اهلا للعباده»، اینها دواعی تحقّق عبادت و ریشه های اصلی عبادت است. امر مولا در رابطۀ با این دواعی چه نقشی دارد و چه جایگاهی دارد؟ امر المولی زمینه ساز تحقّق این دواعی است، و به عبارت علمی: صغرا برای این کبریات درست می کند. بای اینکه آن کسی که خدا را عبادت می کند خوفا من عقابه، پس باید یک عقابی باشد که خوفا من عقابه خدا را عبادت کند. عقاب را امر درست می کند، چون امر بر مخالفتش استحقاق عقوبت مترتّب است، و عقاب ترتّب بر مخالفت امر دارد. ارتباط امر المولی به این داعی که ما از او تعبیر می کنیم: «خوفا من عقابه و عذابه» ارتباط صغروی است، ارتباط زمینه ای است، یعنی اگر امری نبود عقابی نبود، و دیگر خوفا من عقابه نمی توانست به عنوان داعی و محرّک، تحقّق پیدا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه