سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 531

صفحه 531

قصد قربت ملاک در عبادیت است.

فرق تعبدی و توصلی از نظر استاد و شبهۀ در آن

لذا اولین مقدمه ای که در این بحث عنوان کردم و در آن مقدمه بین واجب تعبدی و واجب توصلی فرق گذاشتم، فرق را در همین جهت قائل شدم که واجب تعبدی فصل ممیزش قصد قربت است، اما واجب توصلی نیاز به قصد قربت ندارد، غرض مولا بدون قصد قربت هم حاصل می شود.

اگر کسی مبنایش با مبنای مرحوم آخوند فرق کرد و ملاک در عبادیت را غیر آن ملاکی که ایشان در باب عبادیت قائل است قرارداد، این دیگر کلامش جواب از مرحوم آخوند نیست، فقط مبنا را قبول نکرده، و اگر کسی مبنا را نپذیرفت دیگر نوبت به این حرفها نمی رسد. اینجا ممکن است یک شبهه ای در ذهن اکثر شما بیاید، و آن شبهه این است که اگر مرحوم محقق حائری(ره) ملاک در عبادیت را یک چیز دیگری قرارداد، این دیگر کلامش جواب از مرحوم آخوند نیست، فقط مبنا را قبول نکرده، و اگر کسی مبنا را نپذیرفت دیگر نوبت به این حرفها نمی رسد. اینجا ممکن است یک شبهه ای در ذهن اکثر شما بیاید، و آن شبهه این است که اگر مرحوم محقق حائری(ره) ملاک در عبادیت را یک چیز دیگری قرار داد، و روی آن ملاک جواب از محقق خراسانی را داد و شما هم گفتید: این جواب نشد، این مثل این می ماند که یک عملی را یک کسی قبول کند که«انه عباده» دیگری عبادیتش را قبول نداشته باشد، چون یک واجباتی هست که مشکوک بین تعبدیت و توصلیت است.

حالا اگر یک کسی گفت: به نظر من اداء دین واجب تعبدی نیست، یک کسی گفت: نه خیر اداء دین هم واجب تعبدی است، آیا اختلاف در اینکه اداء دین«تعبدی ام توصلی» جواب مثلا از مرحوم آخوند می شود؟ مرحوم آخوند(ره) روی تعبدیت دارد اشکال می کند شما می گویید: ما از اول قبول نداریم که«هذا تعبدی بل هذا توصلی»، اگر توصلی شد که دیگر مسأله ای به وجود نمی آید. حالا در ذهن شما ممکن است این اشکال بیاید که آن جوابی که مرحوم آقای بروجردی و امام بزرگوار(قدس سرهما) دادند و ما هم آن جواب را پذیرفتیم، آیا آن هم از همین سنخ است؟ برای اینکه در تقریر اشکال اینجوری می گوییم: مرحوم محقق حائری(ره) مبنای اول مرحوم آخوند را قبول نداشت، ملاک در عبادیت را یک امر دیگری می پنداشت غیر از آن چیزی که مرحوم محقق خراسانی قائل بود، شما دو بزرگوار هم مبنای دوم را نپذیرفتید، برای اینکه آخوند روی داعویت امر استحاله اش استوار بود، شما داعویت امر را به طور کلی به هم زدید، گفتید: نه، امر داعویت ندارد، آنی که داعویت دارد، خوف از عقاب است، آنی که داعویت دارد، طمع در ثواب است، آنی که داعویت دارد شکر منعم است، آنی که داعویت دارد«وجدان المعبود اهلا للعباده» است، «کما فی کلام علیّ امیر المؤمنین(علیه السلام)». این اشکال ابتدا ءبه ذهن می رسد. چطور شد که جواب مرحوم محقق حائری(ره) را کنار گذاشتید به عنوان اینکه این خارج از مبنای آخوند(ره) بحث می کند، اماجواب این دو استاد بزرگوار مرحوم آقای بروجردی و امام(رضوان الله تعالی علیهما) را قبول کردید؟ آنها هم مبنای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه