سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 559

صفحه 559

من حکم می کند، در مقابل شما کسانی هستند که می گویند: عقل ما حکم نمی کند به این معنا. همان طوری که در مسألۀ اقل و اکثر ارتباطی از نظر برائت عقلی دو قول وجود دارد، یکی می گوید: در همان اقل و اکثر ارتباطی هم عقل حکم به برائت می کند، دیگری می گوید: در اقل و اکثر ارتباطی عقل حکم به اشتغال می کند، شما هم از این قبیل آدمهایی هستید که می گویید: در اقل و اکثر ارتباطی عقل حکم به اشتغال می کند، آیا چون عقل شما حکم به اشتغال می کند در حالی که عقل دیگران حکم به اشتغال نمی کند، پس شارع باید روی عقل شما مسائل را بیان کند؟ آیا حرف ایشان غیر از این است؟

یعنی چون من در باب اقل و اکثر ارتباطی معتقدم به اینکه عقل حکم به اشتغال می کند، پس در مسألۀ شک در تعبّدیت و توصلیّت هم عقل حکم می کند به لزوم رعایت قصد قربت. حالا که عقل من چنین حکم کرد، فبالنتیجه دیگر هیچ ضرورتی ندارد که شارع مسألۀ قصد قربت را بیان بکند. در مقابل عقل شما، عقلهایی هست که چنین حکم نمی کند. آنها می گویند: اگر شارع تعبّدیت را بیان نکند، «لا یجب رعایه قصد القربه» کما اینکه در همه اجزاء و شرائط در اقل و اکثر ارتباطی این حرف را می زنند. پس مسألۀ حکم عقل در جاهایی که محل اختلاف است، بعضی ها مدعی هستند که «العقل یحکم برعایه قصد القربه» و بعضی ها می گویند: «العقل لا یحکم برعایه قصد القربه» من چون خودم جزو آنهایی هستم که می گویم: عقلم حکم به این معنا می کند، در نتیجه وظیفه شارع این است که روی آن چیزی که عقل من حکم می کند، تکیه بکند. از بیان ایشان، چنین معنایی استفاده می شود.

پس این مرحله هم خودش قابل مناقشه و قابل اشکال است.

اشکال تشبیه مقام به اقل و اکثر ارتباطی

مرحله سوم: «سلّمنا» که در این حکم عقلی، همه متّفق هستند، و عقول یکنواخت حکم می کند.

به اینکه در شک در تعبّدیت و توصلیّت، مسأله تعبّدیت مطرح است، نتیجتا در باب اقل و اکثر ارتباطی هم مثلا چنین حرفی بزنیم، اینجا دو اشکال پیش می آید:

یک اشکال اینکه اگر همه عقول در باب اقل و اکثر ارتباطی قائل به جریان قاعدۀ اشتغال و لزوم رعایت احتیاط هستند، پس چرا شارع اجزاء و شرایط را بیان کند، فقط قصد قربت را بیان نکند؟

همان طوری که قصد قربت نیاز به بیان ندارد، مسألۀ فاتحه الکتاب هم نیاز به بیان ندارد، مسألۀ جزئیت سوره هم نیاز به بیان ندارد، برای اینکه شما شک می کنید و همه عقول می گویند: «فی صوره الشک یجب رعایه الاحتیاط» پس چرا شارع می گوید: «لا صلاه الاّ بفاتحه الکتاب»؟ چرا در مسألۀ جزئیّت سوره، روایات متعدّدی وارد است که مسألۀ جزئیّت سوره را مطرح کرده است؟ اینکه ما قصد قربت را از اجزاء و شرائط جدا کنیم و به شارع حق بدهیم که سایر اجزاء و شرایط را بیان کند، یا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه