سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 3 صفحه 606

صفحه 606

معنای مجرد عدم التقیید نیست، آن هم باید امتناع داشته باشد. پس در موارد شک در تعبّدیّت و توصّلیت اطلاقی نیست، تا اینکه شما بتوانید به آن اطلاق تمسّک بکنید. تقیید مستحیل است. اطلاق هم مستحیل است.

اشکال صاحب محاضرات بر نائینی(ره) در تقابل

این بیان از نظر صاحب کتاب محاضرات که از تلامذه مرحوم محقق نائینی(علیه الرحمه) هستند مورد اشکال واقع شده، هم اشکال نقضی به این مطلب دارند، و هم جواب حلّی از این مسأله ذکر کرده اند. در مورد جواب نقضی مواردی را ایشان ذکر می کنند که در عین اینکه مسألۀ عدم و ملکه وجود دارد، مع ذلک ملکه اش محال است، اما عدمش اتصاف به استحاله ندارد، و نه تنها اتصاف به استحاله ندارد، بلکه اتصاف به ضرورت هم دارد نسبت عدم و ملکه است، ملکه ممتنع است و عدمش علاوه بر اینکه ممتنع نیست، ضرورت هم دارد، و حتما باید آن عدم تحقّق داشته باشد. از این موارد دو موردش را ما عرض می کنیم.

می فرمایند یک مورد مسألۀ جهل و علم است. تقابل بین جهل و علم، تقابل عدم و ملکه است.

جاهل به کسی گفته می شود که«من شأنه أن یکون عالما» و به تعبیر دیگر: قابلیت و صلاحیت علم در او وجود داشته باشد، و الاّ کسی که این صلاحیت و این قابلیت در او نباشد، «لا یطلق علیه الجاهل» لذا به حماد اطلاق جاهل نمی شود، چون که شأنیت اتصاف به علم را ندارد، و استعداد و قابلیت در او تحقق ندارد. پس جهل و علم عنوانشان عنوان عدم و ملکه است. بعد می فرمایند: در بعضی از موارد و مصادیق علم می بینیم آن علم امتناع دارد مثل علم به کنه ذات باری تعالی. بشر با تمام استعدادی که دارد، ممتنع است که علم به کنه ذات ربوبیت پیدا کند و در جای خودش این معنا ثابت شده، برای اینکه مرحلۀ امکان و مرتبۀ امکان در یک سطحی قرار گرفته که احاطۀ علمی به حقیقت واجب و به کنه ذات واجب نمی تواند پیدا کند. بله اصل وجود صانع را بالفطره و با دلیل، درک می کند، اما کنه ذات باری چیست؟ احاطه به آن برای بشر ممتنع است. حالا که علمش ممتنع شد، شما که می گویید:

هرکجا وجود ملکه ممتنع باشد، عدمش هم ممتنع است، پس باید بگویید: جهل به کنه ذات باری هم ممتنع است برای اینکه تقابل بین جهل و علم، تقابل عدم و ملکه است، و در این تقابل هرکجا وجود ممتنع شد، شما می گویید: عدمش هم ممتنع است. لذا می گویید: چون تقیید مستحیل است، اطلاق هم استحاله دارد. پس در این مورد هم بگویید: چون علم به کنه ذات باری مستحیل است، جهلش هم باید مستحیل باشد، در حالی که این جهل نه تنها استحاله ندارد بلکه ضرورت دارد، یعنی حتما این جهل متحقق و ثابت است، نه اینکه امتناع داشته باشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه