سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 117

صفحه 117

مصداق، مناقشه ای تحقّق دارد؟ اگر«هذا وجود الطبیعه، هذا فرد الطبیعه و المأموربه نفس الطبیعه فکیف یمکن» اینکه این فرد اوّل در خارج تحقّق پیدا کند، هیچ کمبودی از نظر وجود طبیعت و فردیّت نداشته باشد، مع ذلک بگوییم: غرض از امر حاصل نشده؟ چطور می شود یک چنین چیزی را ما ادعا کنیم؟ و اگر بگویید: غرض از امر حاصل شده، با حصول غرض خودتان مکرّر در مکرّر می فرمایید که امر ساقط می شود و اگر امر ساقط شد، دیگر زمینه ای برای فرد دوم و امتثال دوم به هیچ وجه باقی نمی ماند. پس در حقیقت امر شما کانّ دائر بین نفی و اثبات است و خالی از مغالطه نیست.

غرض اقصی را نمی توانید به امر مرتبط کنید، آنکه به امر ارتباط دارد، «تمکّن المولی من الماء» دسترس بودن آب در رابطۀ با مولاست. این غرض از امر است. اما حالا مولا خودش با فعل خودش یک هدف دیگری دارد و یک کار دیگری می خواهد انجام دهد که آن کار«لیس فی شأن العبد و لیس من وظیفه العبد» می خواهد با این آب وضو بگیرد، وضو باید اضافۀ به مولا داشته باشد، وضو به عنوان عمل المولا مطرح است. آن غرض را به چه مناسبت شما به حساب غرض امر می گذارید؟

اشکال استاد بر ملاک بودن غرض مولا

ما معتقدیم اگر چیزی به عنوان غرض امر مطرح باشد، همانطور که سابقا هم اشاره کردیم، حتّی اگر امری هم در کار نباشد، لکن بر عبد لازم است که انجام دهد. مثالی سابقا گفتیم: اگر در غیاب مولا بچۀ مولا در آب افتاد و غرق شد، مولا هم حاضر نیست، اینجا«یجب علی العبد لا من باب حفظ النفس، بل من باب العبودیه و المولویه» اینکه اقدام به نجات بچۀ مولا کند، برای اینکه می داند که اگر مولا در این صحنه حاضر می بود، بلافاصله امر می کرد به اینکه این بچه را از غرق شدن نجات دهد.

ما غرض را تا این درجه برای او حساب باز می کنیم، که اگر غرض مولا مشخّص شد، ولو امر هم نباشد«یجب فی عالم العبودیه و المولویه رعایه غرض المولی» اما کدام غرض؟ آن غرضی که به عبد مربوط است و فعل العبد مؤثّر در حصول آن و علّت تامّۀ برای آن است. در مثال ظرف آبی که ایشان ذکر کردند، می توانیم مثالی برای این در نظر بگیریم. اگر این ظرف آبی را که در حضور مولا گذاشت، فرض کنید بچه ای آمد عبور کند با پایش زد ظرف آب را ریخت، اینجا دیگر نیاز به امر جدیدی از مولا نیست. عبد می داند که غرض مولا این است که آب در اختیارش باشد«لرفع العطش او التّوضّی» اینجا ولو اینکه امر جدیدی از مولا صادر نشود«یجب علی العبد» که ظرف دیگر از آب را در اختیار مولا بگذارد، چرا؟ برای اینکه غرض مولا را می داند. مولا می خواهد آب در اختیارش باشد و عبد هم فعلش مؤثّر در حصول این غرض و تحقّق این غرض است. اینجا نه تنها جایز است بلکه برایش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه