سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 137

صفحه 137

زد و شروع به انجام تجهیز میّت کرد، آیا با دیدۀ موافقت و رعایت دو تکلیف به او نگاه می کنیم یا اینکه در ذهن ما مسألۀ دوتا تکلیف نیست؟ از اینجا می فهمیم که اولا آیۀ«سارِعُوا» گرچه در مورد واجبات کفاییه است، ولی از خارج این مطلب را می دانیم که آنجا دو تکلیف وجود ندارد بلکه یک تکلیف است، یک تجهیز میّت است، یکی انجام وظائف مربوطۀ به میّت است، این یک موافقت تکلیف و یکی هم مسارعت الی غسل المیت، این هم انجام یک تکلیف دیگر. آیا در باب فقه به یک چنین مسأله ای برخورد کرده ایم؟ در هیچ کتاب فقهی یک چنین معنایی مورد ملاحظه واقع شده که در جمیع موارد واجبات کفاییه، دو تکلیف وجود دارد، احدهما نفس آن تکلیف است، واجب کفایی و الاخر المسارعه الی اتیان آن واجب کفایی و انجام واجب کفایی؟

پس اولا اگر این دو آیه را روی واجبات کفاییه پیاده کردیم، شما نمی توانید فوری استفاده کنید که پس شما در واجبات کفاییه قبول کردید باید در همه واجبات بپذیرید به ضمیمه عدم قول به فصل بلکه ما در واجبات کفاییه هم وجوب قائل نیستیم. مسارعت وجوب ندارد، بلکه مسارعت رجحان دارد، استحباب دارد. بهتر این است که هرمسلمانی سبقت بگیرد بر دیگری و زودتر از دیگری وارد صحنه عمل شود، نه اینکه وجوب داشته باشد و دو تکلیف در اینجا باشد.

معنای مسارعت و فوریت و فرق این دو

حرف دوم که یک قدری دقیق تر و لطیف تر است، این است که اصولا مسألۀ مسارعت و استباق، غیر مسألۀ فوریتی است که در آن بحث می کنیم. مسارعت معنایش این است که زودتر از دیگران وارد عمل شدن، اما فوریت معنایش این است که تا امر مولا آمد، دیگر معطّل نباید شد، باید فوری دست به کار شد. اینها دو مطلب است. اگر فرض کنید در وسط بیابان دو رفیق با هم دارند حرکت می کنند، یکی از اینها افتاد و مرد، این رفیق دیگری می داند که چند روز دیگر هم بگذرد اصلا عبور کسی از اینجا نمی افتد. اینجا اگر بخواهیم مسألۀ مسارعت را پیاده کنیم، مسارعت با این حاصل می شود که اگر پنج روز هم این جنازه روی زمین باشد، این به روی خودش نیاورد. روز پنجم دست به کار شود، برای اینکه مسارعت حاصل شود، کسی از اینجا عبور نمی کند، کسی نیست که اطلاع بر این جریان داشته باشد. این اگر روز پنجم هم دست به کار تجهیز این میّت رفیقش شود، باز هم مسارعت حاصل شده، یعنی این بر دیگران پیشی گرفته است. این اولین کسی بوده که وارد صحنه عمل شد. اما فوریت که تحقّق پیدا نکرده است. فوریت معنایش این است که به مجرّد تحقّق موت و احراز موت، دیگر انسان معطّل نشود، دست به کار عمل از تغسیل و تکفین و تدفین و امثال ذلک

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه