سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 141

صفحه 141

که مکلّف به سرعت الی فعل الغیر، مأمور می شود فعل الغیر دو جور است: یک و قت فعل الغیر هیچ گونه ارتباطی با این مکلّف ندارد و اضافه ای به این مکلّف ندارد و یک عمل مستقل غیرمرتبط و غیر مضاف به این مکلّف است. اینجا معنا ندارد که به این مکلّف بگویند: بر تو سرعت گرفتن به سوی این فعل غیری که سر سوزنی به تو ارتباط و اضافه ندارد، واجب است. اما یک و قت فعل الغیر در عین اینکه فعل الغیر است، ولی اضافه به مکلّف هم دارد، ارتباط به مکلّف هم دارد. اینجا به لحاظ ارتباطش به مکلّف، مانعی ندارد که مسأله سرعت الی فعل الغیر مطرح باشد. و حتّی این یک تعبیر عرفی است و ما در موارد متعدده ای این معنا رای استعمال می کنیم، همین تعبیر رای به کار می بریم. مثلا آن آقا می گفت: وقتی که اول ماه می شود باید انسان سرعت کند برای شهریه«لان ّ فی تأخیره آفات» شهریه، عمل غیر است، غیر است که شهریه می دهد. اعطای شهریه، فعل الغیر است، اما او به دیوار که اعطا نمی کند، به طلبه اعطا می کند. طرف اضافه اعطاء عبارت از طلبه است. آنوقت نمی توانیم بگوییم: «اسرع الی الشهریه»؟ یا در مسأله مهمانی اگر یک مهمانی در کار باشد، با اینکه مهمانی عمل میزبان است، عمل صاحب خانه است، اما حقیقت مهمانی متقوّم به وجود مهمان هم هست. بدون مهمان که نمی شود مهمانی تحقّق پیدا کند. آن و قت اگر ما تعبیر کردیم«اسرع الی ضیافه فلان» آیا این تعبیر به نظر شما نیاز به تقدیر دارد؟ نیاز به این دارد که ما یک مضافی رای در تقدیر بگیریم؟ در باب مغفرت هم مسأله اینطور است. درست است که مغفرت، فعل الله است، اما مغفرت در رابطه با انسانها است، در رابطه با مکلّفین است، در رابطه با عاصین است مثلا. آن و قت روی این ارتباطی که مغفرت فعل الله با مکلّفین دارد، چه مانعی دارد که بگوییم: «اسرع إِلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ» شما هم سرعت کنید به این سفره پهناور الهی و این عنایت پروردگار که عبارت از مغفرت و عنایت و رحمت نسبت به بندگان است؟

بله؛ اگر چیزی ارتباطی به مکلّف نداشته باشد، مثلا بگوییم: سرعت کنید الی مثلا خلق الله. مقام خالقیت به من هیچ گونه ارتباطی نمی تواند داشته باشد. مقام مثلا علم حالا آنها فعل هم نیست. علم و اراده و امثال ذلک که مسأله شان مسأله روشنی است. نمی توانیم بگوییم: سرعت بگیر الی علم الله، سرعت بگیر الی اراده الله. اما افعالی که اضافه مستقیم به هرکسی می تواند داشته باشد، اینجا «سارِعُوا إِلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ» شاید نیاز به هیچ گونه تقدیری نداشته باشد. حالا این یک مناقشه ضمنی بود، ما خیلی هم روی این مناقشه نمی خواهیم تکیه کنیم. لکن روی هر دو فرضش، یک اشکال اساسی داریم و آن این است که«سارِعُوا إِلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ» ، اگر شما چیزی رای در تقدیر نگیرید و نیاز به تقدیر رای مطرح نکنید، این«مَغْفِرَهٍ» به عنوان نکره مطرح است و دنبالش که«مِنْ رَبِّکُمْ» دارد، این تقریبا و صف برای«مَغْفِرَهٍ» است«سارِعُوا إِلی مَغْفِرَهٍ موصوفه بانّها مِنْ رَبِّکُمْ» آن و قت سؤال این است: از کجی ء این نکره موصوفه عمومیت استفاده می کنید؟ آیا یکی از الفاظ دالّه بر عموم، عبارت از نکره موصوفه است؟ این جزو چیزهایی است که دلالت بر عموم می کند؟ کجا مطرح شده که نکره موصوفه، یکی از الفاظ دالّه بر عموم است؟ و اگر شما تقدیر بگیرید عنوان سبب را به عنوان مقدّر در کار بیاورید، این معنایش این می شود کان ّ«و اسرعوا الی سبب المغفره» دیگر سبب مغفره نیست، آن و قت، سبب المغفره آن هم نکره است، منتها نکره مضاف است. اگر تقدیر نباشد، نکره موصوفه است. اگر تقدیر باشد، نکره مضافه است.

بله؛ اگر چیزی ارتباطی به مکلّف نداشته باشد، مثلا بگوییم: سرعت کنید الی مثلا خلق الله. مقام خالقیت به من هیچ گونه ارتباطی نمی تواند داشته باشد. مقام مثلا علم حالا آنها فعل هم نیست. علم و اراده و امثال ذلک که مسأله شان مسأله روشنی است. نمی توانیم بگوییم: سرعت بگیر الی علم الله، سرعت بگیر الی اراده الله. اما افعالی که اضافه مستقیم به هرکسی می تواند داشته باشد، اینجا «سارِعُوا إِلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ» شاید نیاز به هیچ گونه تقدیری نداشته باشد. حالا این یک مناقشه ضمنی بود، ما خیلی هم روی این مناقشه نمی خواهیم تکیه کنیم. لکن روی هر دو فرضش، یک اشکال اساسی داریم و آن این است که«سارِعُوا إِلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ» ، اگر شما چیزی رای در تقدیر نگیرید و نیاز به تقدیر رای مطرح نکنید، این«مَغْفِرَهٍ» به عنوان نکره مطرح است و دنبالش که«مِنْ رَبِّکُمْ» دارد، این تقریبا و صف برای«مَغْفِرَهٍ» است«سارِعُوا إِلی مَغْفِرَهٍ موصوفه بانّها مِنْ رَبِّکُمْ» آن و قت سؤال این است: از کجی ء این نکره موصوفه عمومیت استفاده می کنید؟ آیا یکی از الفاظ دالّه بر عموم، عبارت از نکره موصوفه است؟ این جزو چیزهایی است که دلالت بر عموم می کند؟ کجا مطرح شده که نکره موصوفه، یکی از الفاظ دالّه بر عموم است؟ و اگر شما تقدیر بگیرید عنوان سبب را به عنوان مقدّر در کار بیاورید، این معنایش این می شود کان ّ«و اسرعوا الی سبب المغفره» دیگر سبب مغفره نیست، آن و قت، سبب المغفره آن هم نکره است، منتها نکره مضاف است. اگر تقدیر نباشد، نکره موصوفه است. اگر تقدیر باشد، نکره مضافه است.

آیا در نکره مضافه هم مثل نکره موصوفه، کسی می تواند بگوید: دلالت بر عموم می کند؟ ولو اینکه با آنچه در ذهن انسان مرتکز است قرب نکره مضاف به عموم بیش از نکره موصوفه است. آن «سارِعُوا إِلی سبب المغفره» اقرب الی العموم است، تا«سارِعُوا إِلی مَغْفِرَهٍ موصوفه بانّها مِنْ رَبِّکُمْ» اما در عین حال هیچ کدام دلالت بر عموم ندارد و به عنوان یک لفظی که دال بر عموم باشد، در کتاب عام و خاص اشاره ای به این مسأله نشده و در ادبیت هم این معنا به عنوان یکی از چیزهایی که دلالت بر عموم می کند مطرح نیست. تازه اینجا یک جهت ادبی هم مطرح است. آنهایی که متخصّص در ادبیات هستند، این جهت ادبی رای مشخص کنند.

اگر فرض کردیم که نکره مضافه سبب المغفره مثلا دلالت بر عموم می کند، اما نکره موصوفه دلالت بر عموم نمی کند، آیا در اینجایی که یک لفظی در تقدیر داریم و به ملاحظه آن مقدّر، نکره مضافه عنوان پیدا می کند، لکن ظاهر لفظ، نکره موصوفه است. به عبارت روشن تر و قتی که ما روی نفس آیه فکر می کنیم، آیه«مَغْفِرَهٍ موصوفه بانّها مِنْ رَبِّکُمْ» است، یعنی ظاهر آیه این است که یک نکره موصوفه رای استعمال کرده، اما و قتی که مقدّر رای در نظر می گیریم، این عنوان نکره موصوفه تبدّل به نکره مضافه پیدا می کند. اگر فرض کردیم که نکره مضافه دلالت بر عموم می کند، آیا در این قبیل موارد هم ملاک آن محذوف است یا ملاک همان است که در ظاهر آورده شد؟ نکره موصوفه دلالت ندارد، نکره مضافه دلالت دارد. با این آیه چه معامله ای کنیم؟ آیا معامله نکره مضافه بکنیم و فرضا حمل بر عموم کنیم یا معامله نکره موصوفه«علی ما هو ظاهر الآیه» شود و بگوییم: دلالت بر عموم نمی کند؟ عرض کردم: این دیگر جنبه ادبی دارد و من و قت مراجعه به این خصوصیت و پیدا کردن این بحث رای در کتابهای ادبی پیدا نکردم. شما خودتان مراجعه کنید، ببینید در این قبیل از موارد، آیا محور، «ما هو ظاهر اللفظ» است یا محور، «ما هو المقدّر» است از نظر دلالت بر عموم وعدم دلالت بر عموم؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه