سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 147

صفحه 147

ما مزیته؟ و آنکه دوم واقع شد، چه نقص و کمبودی از نظر عنوان خیریت در او وجود دارد؟

در نتیجه؛ اگر ما آیۀ شریفۀ«استبقوا» را بخواهیم بر طبق مفاد هیئت«افعل» حمل بر وجوب کنیم و بگوییم: این آیه دلالت بر وجوب استباق می کند، به تعبیر این مستشکل، «یلزم من وجوده عدمه» شما خیر اوّل را به آن استباق کردید، اما خیر دوم چرا به آن استباق نشد؟ خیر دوم با خیر اوّل در ملاک وجوب استباق، هیچ گونه فرقی بینشان وجود ندارد. پس«یلزم من وجوب الاستباق الی الخیرات» که لازمه اش این است که یک خیری مقدّم بر خیر دیگر در مقام عمل واقع شود، لازم می آید عدم و وجوب الاستباق، برای اینکه نسبت به خیر دوم استباقی نشده، وجوب استباقی در کار نبوده، در حالی که اولی و دومی کمترین فرقی از نظر ملاک وجوب استباق در بینشان وجود ندارد. پس چطور می توانیم این آیۀ شریفه را حمل بر وجوب استباق کنیم؟ این قرینۀ عقلیه که عبارت از این است که «ما یلزم من وجوده عدمه فهو محال» این اقتضا می کند که ما از ظاهر آیۀ شریفه رفع ید کنیم و مسألۀ وجوب استباق را مطرح نکنیم.

کیفیت ورود اشکال در استحباب

از کلام این مستشکل استفاده نمی شود که حالا که حمل بر وجوب استباق نمی کنیم، پس چه می کنیم؟ شاید بخواهد بگوید: مسأله به صورت استحباب مطرح می شود، در حالی که در استحباب هم همین اشکال وارد است. این اشکال«ما یلزم من وجوده عدمه فهو محال» اختصاص به این ندارد که مسألۀ وجوب استباق را مطرح کنیم. اگر استحباب استباق را هم مطرح کنیم، عینا همین اشکال پیاده می شود برای اینکه ملاک در استحباب، همان اتّصاف به اصل خیریت است و انطباق عنوان اصل خیریت است و اوّلی و دومی هر دو در این معنا مشترک هستند، بدون اینکه کمترین فرقی بین خیر اوّل و خیر دوم وجود داشته باشد«فیلزم من استحباب الاستباق الی الخیر الاوّل، عدم استحباب الاستباق الی الخیر الثانی، مع انّ الخیر الثانی، لا فرق بینه و بین الخیر الاوّل» این بیان نه تنها در رابطۀ با وجوب استباق مطرح است، در رابطۀ با استحباب استباق هم همین معنا جریان پیدا می کند. پس چه باید گفت؟

شاید به حسب واقع مراد همان مطلبی باشد که مرحوم آخوند(ره) در کفایه ذکر می کنند. ایشان می فرمایند: بعید نیست که اصولا امر در این«فَاسْتَبِقُوا» (و همین طور بیان ایشان در«سارِعُوا» هم هست) را امر ارشادی بگیریم، بگوییم: نه دلالت بر وجوب می کند، نه دلالت بر استحباب می کند، بلکه ارشاد می کند به یک مسأله ای که خود عقل مستقلا در آن مسأله حاکم است، مثل همان آیۀ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه