سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 155

صفحه 155

قائل به فور شد - حالا یا فور درخصوص اوامر شرعیه و اما فی مطلق الاوامر و معنای فوریت تقیّد به فوریت بود - آیا اگر مکلّف رعایت این قید را نکرد و فوریت را در مقام عمل ملاحظه نکرد، در زمان اول، مأموربه را انجام نداد، آیا در زمان ثانی تکلیف ثابت است یا اینکه چون تکلیف مقیّد به فوریت بوده، «و اذا انتفی القید انتفی المقیّد» دیگر در زمان ثانی اصلا تکلیف وجود ندارد؟ یک تکلیف وجود داشته و او تکلیف مقیّد به فوریت بود، وقتی که فوریت رعایت نشد، تکلیف هم دیگر کنار می رود، درنتیجه، هیچ تکلیفی به عهده مکلّف در زمان ثانی نیست. مسألۀ اینطور است، یا اینکه اگر فوریت رعایت نشد، در آن دوم، اصل تکلیف به قوّت خودش باقی است؟ اینجا در باب مطلق و مقیّد و قیدها به دو صورت برخورد می کنیم. در مقیّد و قیدها به طورکلی به دو نوع مقیّد و قید برخورد می کنیم. یک نوع مقیّد و قیدی است که به نحو وحدت مطلوب مطرح است، یعنی مولا در رابطۀ با این مقیّد و قید، یک مطلوب بیشتر ندارد و آن مقیّد با توجّه به قید است، به طوری که اگر قیدش منتفی شود، دیگر ذات المقیّد هیچ مطلوبیتی برای مولا ندارد، مثلا مولا گفت: «اعتق رقبه مقیده بالایمان» و فهمیدیم که هدف مولا، یک مطلب بیشتر نیست و او اعتق رقبۀ مؤمنه است، بطوری که اگر رقبۀ غیرمؤمنه آزاد شود، اصلا سر سوزنی هدف مولا تحقّق پیدا نکرده، «له مطلوب واحد و غرض واحد و هو عتق الرقبه المؤمنه» اگر ایمانش از بین رفت، دیگر هیچ هدف مولا حاصل نشده است. اما در بعضی از جاها یک مقیّد و قیدهایی داریم که به نحو تعدّد مطلوب مطرح است، مثل این نمازهای یومیۀ ما که مقیّد به وقت است. نماز ظهر و عصر مقیّد است«بما بین الزوال الی غروب الشمس» اما نحوه تقیّدش، تقیّد به نحو وحدت مطلوب نیست که اگر کسی عمدا رعایت این قید را نکرد، دیگر حتّی قضای نماز ظهر هم بر او واجب نباشد، قضای نماز عصر هم بر او واجب نباشد بلکه مولا در رابطۀ با نماز به لحاظ تقیّد به وقت، دو مطلوب دارد: یکی اصل صلاه الظهر، یکی اصل صلاه العصر و دیگری ایقاعهما فی الوقت الخاص. اگر این قید رعایت نشد عمدا یا غیر عمد، لکن اصل لزوم الصلاه بعنوان الظهر و العصر به قوّت خودش باقی است، بعد الوقت هم واجب است انسان نماز ظهر را به عنوان قضا انجام دهد، نماز عصر را به عنوان قضا انجام دهد. پس دو نوع مقیّد در خارج می بینیم: یک نوع عبارت از مقیّد به نحو وحدت مطلوب است، یک نوع عبارت از مقیّد به نحو تعدّد مطلوب است. ما نحن فیه هم مسألۀ تقیّد تکلیف به فوریت است، بناء علی القول بالفور.

حالا که تکلیف مقیّد به فوریت است، اگر برای ما روشن شود که این تقیّدش مثل تقیّد در«اعتق رقبه مؤمنه» است، نتیجه این می شود که اگر فوریت رعایت نشد، دیگر در زمان ثانی تکلیفی وجود ندارد، دیگر نمی شود در زمان ثانی هدف مولا تحقّق پیدا کند برای اینکه مولا یک تکلیف داشت، آن هم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه