سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 156

صفحه 156

مقیّدا بالفوریه و تقیّدش هم به نحو وحدت مطلوب بود. اما اگر به نحو تعدّد مطلوب بود، مسألۀ تقیّد به فوریت، مثل تقیّد به وقت است. همان طوری که در تقیّد به وقت، تعدّد مطلوب مطرح است و با اخلال به وقت، اصل التکلیف از بین نمی رود، اینجا هم با اخلال به فوریت، اصل التکلیف در زمان دوم و سوم هم باقی است و بر مکلّف لازم است که با اخلال به فوریت، در زمان دوم تکلیف را انجام دهد. از نظر مقام ثبوت مسأله اش اینطور است.

اما از نظر مقام اثبات چطور؟ آیا تقیّد به فوریت از قبیل«اعتق رقبه مؤمنه» است یا از قبیل تقیّد به وقت است؟ آیا از قبیل وحدت مطلوب است یا از قبیل تعدّد مطلوب است؟ نمی توانیم دیگر این معنا را اثبات کنیم. از آیۀ«سارِعُوا» و«استبقوا» بناء بر اینکه دلالت بر فوریت اصطلاحی داشته باشد، اصل التقیّد را استفاده کردیم، اصل اینکه تکلیف باید فورا انجام بگیرد، این را استفاده کردیم. اما نوع تقیّد را که آیا به نحو وحدت مطلوب است یا به نحو تعدّد مطلوب است؟ این را دیگر از کجای آیۀ «سارِعُوا إِلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ» و آیۀ«فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ» استفاده کنیم؟ نهایت چیزی که از این ادله استفاده می شود، اصل التقیّد بالفوریه است، اما کیفیت التقیّد و نحوۀ تقیّد به نحو وحدت مطلوب است یا تعدّد مطلوب؟ راهی برای استفاده در مقام اثبات ندارید. حالا که راه نداشتید، بالاخره این مکلّف در زمان ثانی تکلیفش چیست؟ در زمان ثانی مأموربه را انجام دهد، لازم است انجام دهد یا لازم نیست انجام دهد؟ آیا یک دلیل لفظی یا یک اصل عملی که وضع این مکلّف را مشخّص کند در زمان ثانی هست و مفادش چیست؟

مقتضای اصل لفظی در زمان دوم

در رابطۀ با اصل لفظی، ممکن است کسی این حرف را بزند که مقتضای اطلاق، عدم وجوب در زمان دوم است. مقتضای اطلاق این است که در زمان دوم، واجب نیست که این مأموربه انجام بگیرد، چرا؟ برای اینکه، همان طوری که اصل تکلیف نیاز به بیان مولا دارد و مادامی که بیان در کار نباشد، نمی توانیم مکلّف را ملزم به انجام آن شیء کنیم، این ثبوت تکلیف هم در زمان ثانی نیاز به بیان مولا دارد، نیاز به ذکر دارد، نیاز به تعرّض دارد. اگر تعرّض پیدا نکرد، اگر مولا بیان نکرد، نه اینکه عقل حکم کند به عدم تکلیف، آن برای مرحلۀ بعد است. نفس همین عدم بیان المولی مثل اطلاق در سایر موارد است. شما چرا می گویید: اگر مولا گفت: «اعتق رقبه» و قید ایمان را نیاورد، از راه مقدمات حکمت و اطلاق ثابت می کنید که قید ایمان هیچ مدخلیتی ندارد؟ نحوۀ استفادۀ عدم تکلیف در زمان ثانی، از اطلاق هم به همین کیفیت است. می گوییم: اگر در زمان ثانی با فرض اخلال به فوریت بر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه