سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 214

صفحه 214

اصلا فرض در بحث اجزاء، روی اتیان به مأموربه است و«الاتیان بالمأموربه» به عنوان موضوع بحث ما ذکر شده، اما در مسألۀ قضاء، موضوعش ترک المأموربه فی وقته است و الاّ اگر مأموربه در وقتش اتیان شده باشد، که جایی برای مسألۀ قضاء وجود ندارد! خود عنوان قضاء را وقتی می خواهیم معنا کنیم، باید معنا کنیم«ترک المأموربه فی وقته» پس در باب قضاء روی ترک المأموربه فی وقته بحث می کنیم، در باب اجزاء روی اتیان به مأموربه با همۀ خصوصیات بحث می کنیم. آیا بحثی که روی وجود یک شییء می شود، با بحثی که روی عدم و فرض عدم یک شیء می شود که تفاوت بین الموضوعین عبارت از تفاوت بین الوجود و العدم است، اینها یک بحث هستند؟ لااقل یکیشان فرع دیگری است، موضوعاشان با هم فرق می کند و اختلافشان اختلاف بین وجود و عدم است. چطور اصلا تصوّر می شود که این دو مسألۀ یک مسألۀ باشند؟

آنجا این طوری بحث می کنیم، «اذا لم یأت بالمأموربه فی وقته و هل یستفاد من اقم الصلاه لدلوک الشمس الی غسق الیل وجوب الاتیان به خارج الوقت» عبارت آنجا این است. اما در«ما نحن فیه» عبارت عکس این است«اذا اتی بالمأموربه علی وجهه» که یکی از خصوصیاتی که در مأموربه معتبر است، عبارت از وقت است، «فهل هو یقتضی الاجزاء ام لا یقتضی الاجزاء» لذا فاصله و فرق ماهوی بین المسألتین عبارت از این جهت است، نه آن چیزی که مرحوم آخوند ذکر کردند، که آن فی نفسه هم حرف غیرصحیحی بود، به لحاظ این که گفتیم: عمدۀ بحث ما در باب اجزاء به عقل ارتباط ندارد، بلکه به دلالت و مفاد ادلۀ اضطراریه و ظاهریه مربوط می شود.

تا اینجا مقدماتی را که برای این بحث مرحوم آخوند(ره) در کلامشان ذکر فرمودند تمام شد.

اشکال امام(ره) بر مرحوم آخوند(ره) در انواع اوامر

یک مقدمه ای را امام بزرگوار(قدس سره الشریف) اضافه کردند که این مقدمه نه تنها مقدمیت برای این بحث دارد، بلکه راه گشای به خود بحث هم هست، یعنی انسان را هدایت می کند که در اصل بحث آیا باید قائل به اجزاء شود یا قائل به عدم اجزاء؟ مقدمه ای است که در اصل بحث خیلی نقش دارد. آن مقدمه این است که آیا این بیانی که مرحوم آخوند تقریبا از عبارتشان به صورت یک مسألۀ مسلّمه و به صورت یک امر مفروغ عنه استفاده می شود و آن این است که الاوامر علی ثلاثه اقسام: ما سه جور و سه نوع امر داریم. یکی را از آن تعبیر می کنیم به امر واقعی اوّلی، مثل«صلّ مع الوضوء» دیگری را تعبیر می کنیم به امر اضطراری، یا واقعی ثانوی، که دو عنوان دارد امر اضطراری، مثل«صلّ مع التیمم» در خطاب به فاقد الماء. و یک امر سومی داریم بنام امر ظاهری، برای آن کسی که اصول

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه