سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 238

صفحه 238

است آب را در اختیار مولا قرار دهد، «هذا لا یدل علی بقاء الامر» امر تمام شد، امر متعلقش در خارج تحقق پیدا کرد و غرض از امر که در رابطۀ با فعل امر بود حاصل شد، تمکّن پیدا کرد«من الماء» منتهی یک وقت روی تمکّن نظر استقلالی دارد مولا، با یک لحظۀ تمکّن همه چیز دیگر تمام می شود.

تمکن، غرض استقلالی مولا یا مقدمۀ فعل

اما یک وقت تمکّن را مقدمۀ فعل خودش قرار می دهد برای رسیدن به آن غرض اقصی، عبد هم عالم به این معنا است و این خصوصیات برای او روشن است. اگر این خصوصیات از اول هم برای عبد روشن بود، ولو این که امری هم از ناحیۀ مولا صادر نمی شود، باز هم برایش لازم بود که این کار را انجام دهد. اگر واقعا می فهمید که مولا در نهایت تشنگی است و خیلی علاقه دارد به این که آب در اختیار او واقع شود و با دست خود مولا رفع عطش شود، آیا این نیاز به امر دارد؟ یا همان علم عبد به این معنا در لزوم آوردن آب کفایت می کرد؟ همان طور که در ابتداء مطلب اگر عبد آگاه بر غرض بود این معنا بر او لزوم داشت، حالا که از طریق امر مولا این آگاهی برایش پیدا شده، این دیگر دلیل بر این نیست که برای مرتبۀ دوم امر باقی است! نه، امر باقی نیست، لکن غرض مولا هم حاصل نشده، از طریق امر هم عبد علم به غرض مولا پیدا کرده، عینا مثل همان مسألۀ افتادن فرزند مولا و اشراف بر غرق شدن است.

همان طوری که در آنجا ما نمی توانیم مسألۀ امر را مطرح کنیم، آیا در آنجا می شود کسی به این عبد بگوید: «ایها العبد» تو اوامر مولا را خوب امتثال می کنی، عبد در جواب می خندد، می گوید: مولا اطلاعی از این جریان ندارد، امری صادر نکرده، لکن نظر مولا برای من مشخّص است و با مشخص بودن نظر مولا، من مجبورم که نظر مولا را تأمین کنم، اینجا هم مسألۀ عینا همین است. خیال نشود که حالا که بار دوم ضرورت دارد که عبد آب را در اختیار مولا قرار دهد، این دلیل بر بقاء امر است؛ نه این دلیل بر این است که غرض مولا تحقق پیدا نکرده و عبد هم آگاه به غرض مولا شده، منتهی در«ما نحن فیه» از طریق امر بوده و اگر از غیر طریق امر هم، این مسألۀ آگاهی، تحقق پیدا می کرد، باز این معنا ضرورت و لزوم داشت. پس ما نمی توانیم این فرض را دلیل بر بقاء امر بگیریم. آن وقت از این فرض مسألۀ تبدیل امتثال را استفاده کنیم، بگوییم: آنجایی هم که آب را در اختیار مولا قرار داده هنوز مولا استفاده نکرده، آب هم روی زمین نریخته، بلکه صحیح و سالم آب در اختیار مولا هست، پس همان طوری که در صورت ریختن آب به زمین لازم بود که عبد مجددا آب را در اختیار مولا قرار دهد و این دلیل بر بقاء امر بوده، پس اینجایی هم که آب در اختیارش هست، هیچ دست نخورده، به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه