سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 246

صفحه 246

هم چاپ شده، قبلا هم در آن کتاب«الجوامع الفقهیه» که بیست، سی تا از کتابهای متنی متقدمین در او وجود داشت، آنجا هم این کتاب مقنعۀ شیخ مفید هست. شیخ مفید در کتاب تهذیب شرح مقنعه وقتی به این روایات می رسد، نظرش این است که مورد این روایات، اولا آنجایی است که در اثناء نماز ظهر مثلا - نماز ظهرش خصوصیت ندارد این را از باب مثال ذکر می کنیم - در اثناء نماز ظهری که این مصلّی به صورت فرادی مشغول نماز است، یک دفعه می بیند جماعتی به عنوان ظهر تشکیل شد، شیخ می فرماید: مفاد این روایت این است، که این نماز ظهرش را تبدیل به یک نماز نافله کند، در نماز نافله اولا سر دو رکعت می شود سلام داد و ثانیا قطع کردن نماز نافله جایز است، مثل نماز فریضه نیست که محرّم باشد. شیخ می فرماید: نماز ظهر فرادی را در وسطش اگر دید جماعت تشکیل شده، از این نماز ظهر به نافله عدول کند، آن وقت یا سر دو رکعتی تمام کند و یا قطعش کند.

بعد هم نماز ظهرش را جماعتا بخواند. حالا ما الان در مقام این معنا نیستیم که آیا واقعا مورد روایات همین است که شیخ طوسی«علیه الرحمه» بیان فرمودند یا مورد روایات آن است که مشهور گفتند؟ ما هم مکرر بیان کردیم. ولی اجمالا، این مسأله مسلّم نیست که روایات استحباب اعاده را در آن مورد مشهور می گوید، تا مرحوم آخوند از آن تبدیل الامتثال بالامتثال استفاده کند؟ نه من المحتمل که مورد این روایات«کما قال به الشیخ الطوسی» یک چنین جایی باشد، اگر یک چنین جایی باشد، این نماز ظهرش را نخوانده هنوز، نماز ظهری را که مشغول بوده عدول به نافله کرده، یا قطع کرده، یا تمام کرده، بعد آمده جماعتا می ایستد و نماز ظهرش را می خواند؛ اگر مورد روایات یک چنین جایی باشد، دیگر اساسا این روایات به بحث ما هیچ ارتباطی نمی تواند پیدا کند.

لکن از این احتمال می گذریم و می گوییم: قطعا مورد روایات همان است که مشهور می گوید، که اگر بعد الفراغ هم است«یستحب اعادته جماعتا»، اگر در وسط نماز ظهر هم هست، «یتمّها ظهرا» نه این که عدول به نافله کند. و بعد از این که ظهرش تمام شد، «ثم یعیدها جماعتا» بر فرض که مورد روایت این باشد، این یک جواب خیلی روشنی دارد و آن جواب این است که در مسألۀ تبدیل امتثال به امتثال آخر، آنچه را که مرحوم آخوند(ره) خیلی می خواهند برای آن استدلال کنند و با اصرار می خواهند مدعایشان را ثابت کنند، مورد تبدیل امتثال به امتثال کجاست؟ موردش این است که مولا یک امر دارد، یک امر وجوبی دارد. یک دستور وجوبی از ناحیه مولا صادر شده، حالا این عبد دستور مولا را انجام داده، لکن می خواهد ثانیا انجام بدهد و امتثال دوم را جانشین امتثال اول قرار دهد. پس مورد تبدیل امتثال به امتثال یک چنین چیزی است. و مرحوم آخوند هم می خواهند جواز این معنا را ثابت کنند؛ بیش از جواز، هدفی نداریم و راهی هم برای اثبات آن نداریم. وقتی که این طور شد،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه