سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 274

صفحه 274

الوضوء» اخذ شده، گفته اند: «ایّها الواجدون للماء یجب علیکم الصلاه مع الوضوء» یا به صورت اطلاق«الواجد للماء یجب علیه الصلاه مع الوضوء» یک دلیل هم می گوید: «الفاقد للماء یجب علیه الصلاه مع التیمم» دو دلیل این طوری داریم و الاّ از ابتدا توجه این دو دلیل به این شخص مسلّم نیست. این شخص نمازش را اوّل وقت«مع التیمم» خوانده، یک ساعت به غروب هم«واجد الماء» شده است. یک وقت شما این طوری می خواهید فرض کنید که یقین داریم که هر دو تکلیف به این شخص متوجه است، این محل بحث نیست؛ پیداست که اینجا، مسألۀ عدم اجزاء مطرح است، ولی این فرض باطل است.

فرض این است که وجوب«صلاه مع الوضوء» روی عنوان«الواجد للماء» رفته است و وجوب «صلاه مع التیمم» روی عنوان«الفاقد للماء» رفته است و اینها هم دو حقیقت متغایر و مختلف هستند. حالا اوّل ظهر شد، این شخص خودش را«فاقد الماء» دید و فرض کردیم که همان ساعت اوّل هم اگر«فاقد الماء» بود، می تواند نماز«مع التیمم» بخواند؛ لذا خودش را مصداق«الفاقد للماء یجب علیه الصلاه مع التیمم» دید؛ اوّل وقت تیمّم کرد و نماز«مع التیمم» را خواند و امر اوّل طبق فرض تعدّد امر، بلااشکال ساقط شد و از بین رفت. حالا یک ساعت به غروب«صار واجد الماء» می خواهیم ببینیم، نماز«مع التیمّم» را که خوانده کفایت می کند از نماز دیگر«مع الوضوء» یا کفایت نمی کند؟ باید یک نماز«مع الوضوء» هم بخواند، برای این که فرض آنجایی است که اجماعی هم نداریم بر این که در فاصلۀ بین زوال شمس و غروب شمس، دو نماز ظهر واجب نیست.

فرض آنجایی است که چنین اجماعی وجود ندارد. الان که یک ساعت به غروب شد، این شخص عنوان«واجد الماء» پیدا کرد. اینجا می گوییم: اگر این دلیلی که می گوید: «الواجد للماء یجب علیه الصلاه مع الوضوء» اطلاق داشته باشد و به آن کسی که نماز«مع التیمم» را بجا نیاورده، اختصاص نداشته باشد بلکه اطلاق دارد؛ «الواجد للماء یجب علیه الصلاه مع الوضوء» و این عنوان هیچ کاری هم به«الفاقد للماء یجب علیه الصلاه مع التیمم» ندارد.

اگر این«الواجد للماء» اطلاق داشته باشد که معنی اطلاقش این است«من دون فرق» بین کسی که در این مقدار گذشتۀ از وقت به عنوان ظهر، نماز«مع التیمّم» خوانده و یا آن کسی که تابه حال اصلا نماز ظهرش را انجام نداده؛ اگر چنین اطلاقی، در دلیل«الواجد للماء» وجود داشته باشد، اینجا قائل به عدم اجزاء می شویم. چرا؟ برای این که آن نماز اوّلی که خواند، آن ارتباطش با امر اوّل بود. امر دوم ربطی به امر اول ندارد و فرض هم این است که اطلاق دارد و اطلاقش هم شامل آن کسی که نماز را «مع التیمم» خوانده، می شود. آن هم«یجب علیه الصلاه مع الوضوء» اگر چنین فرضی هم کردیم، باید

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه