سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 280

صفحه 280

است که در حقیقت آن محور و نکتۀ اصلی در رابطۀ با اجزاء و عدم اجزاء، با قطع نظر از اجماع، عبارت از اطلاق دلیل«صلاه مع الوضوء» بود.

اطلاق دلیل تیمّم یک موضوع برای ما درست می کرد و آن مشروعیت تیمّم و«صلاه مع التیمم» بود، ولو با این که عذر مستوعب نباشد، می گفتیم: اگر کسی یک ساعت اوّل وقت«فاقد الماء» بود، نماز«مع التیمّم» اگر بخواهد مشروعیت داشته باشد، باید یک اطلاقی برای«صلاه مع التیمم» و دلیل وجوب«صلاه مع التیمم» درست کنیم که این اطلاق مجوّزی برای اصل خواندن«صلاه مع التیمم» باشد و الاّ اگر یک چنین اطلاقی نمی داشتیم و احتمال می دادیم که نماز«مع التیمم» مشروع، عبارت از آنجایی است که انسان عذرش مستوعب جمیع وقت باشد، دیگر نمی توانستیم به طور قطع حکم کنیم به این که یک ساعت«فقدان الماء» فی اوّل الوقت او فی وسطه، این مشروعیت می دهد به«صلاه مع التیمّم» ما نمی توانستیم چنین حکمی بکنیم. اگر احتمال بدهیم که عذر مستوعب، نقش در مشروعیت«صلاه مع التیمم» دارد، پس عذر یکی دو ساعت نمی تواند مشروعیت برای«صلاه مع التیمم» بیاورد.

لذا اینجا دست به دامن اطلاق«صلاه مع التیمم» عند«فقدان الماء» می زدیم و از آن مشروعیت با عذر غیر مستوعب را استفاده می کردیم. منتها گفتیم که این اطلاق که در دلیل نماز«مع التیمم» وجود دارد، نتیجه اش عبارت از اجزاء یا عدم اجزاء نیست، بلکه فقط در محیط مشروعیت و عدم مشروعیت بیان و لسان دارد. اما این که این نماز«مع التیمم» مشروع، مجزی از نماز«مع الوضوء» هست یا نه؟ دیگر تعرّضی نسبت به این معنا ندارد.

پس اصل المشروعیه را از اطلاق دلیل«صلاه مع التیمم» استفاده می کردیم. مسألۀ عدم الاجزاء را بر فرض تعدّد حقیقت، از نفس تعدّد حقیقت استفاده نمی کردیم، می گفتیم: یک شرط مهم دارد و آن این است که دلیل«صلاه مع الوضوء» باید اطلاق داشته باشد، بگوید: «واجد الماء» باید با وضو نماز بخواند، می خواهد قبلا نماز«مع التیمم» خوانده باشد یا نخوانده باشد و الاّ اگر تعدّد حقیقت را بگوییم، اما یک چنین اطلاقی برای صلاه«مع الوضوء» نتوانیم پیدا بکنیم، این آدمی که اوّل وقت با تیمّم نماز خوانده، درست است که حالا«واجد الماء» شده، اما از کجا حکم کنیم به این که«یجب علیک الصلاه مع الوضوء»؟ اگر اطلاقی در دلیل وجوب«صلاه مع الوضوء» وجود نداشته باشد، ما هر چه مسألۀ تعدّد امر بگوییم و در تعدّد امر هم روی تعدّد ماهیت تکیه کنیم که دیگر تعدّد به معنای حقیقی باشد، باز نمی توانیم حکم به عدم اجزاء بکنیم. عمده و نقش اساسی روی این مسألۀ اطلاق دلیل«صلاه مع الوضوء» است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه