سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 295

صفحه 295

هم مربوط به اصول عملیه است، این طور نیست که حکمشان در مسألۀ اجزاء یک نواخت باشد، من الممکن که کسی بین اینها تفصیل قائل شود، همان طوری که مرحوم آخوند«علی ما فی الکفایه» تفصیل قائل شده اند، ممکن است بین امارات و اصول از نظر اجزاء و عدم اجزاء کسی قائل به تفصیل شود، که بعدا باید توضیح آن را بیان کنیم. لکن قبل از این که وارد محل بحث شویم، باید یک مقدار محل بحث را مشخّص کنیم، ببینیم موضوع بحث ما کجا است؟

در باب امارات و اصول، ممکن است سه نوع اماره و سه نوع اصل وجود داشته باشد، که از این سه قسم، دو قسمش داخل در محل بحث اجزاء است و یک قسمش خارج از محل بحث اجزاء است.

آن دو قسمی که داخل در محل بحث اجزاء است کجاست؟ جایش آنجایی است که ما یک مأموربه مسلّمی داشته باشیم، یک مکلّف به به تکلیف قطعی مسلّمی داشته باشیم و این مأموربه ما یک مرکبی باشد که دارای اجزاء باشد، یا دارای شرایط باشد، مثلا موانعی داشته باشد که مانع از تحقّق این مأموربه است، فرض کنید مثل باب صلاه که همۀ این خصوصیات در آن وجود دارد. هم دارای اجزاء است، هم دارای شرائط است و هم دارای موانع و علاوه قواطع هم در باب صلاه غیر از موانع، وجود دارد. حالا ما یک چنین مأموربهی داریم، در مقابل این مأموربه اماره یا اصلی داریم.

در فرض اول از آن دو فرضی که محل نزاع ما است، لسان اماره و لسان اصل چنین است، که با توجه به همان دلیل«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» و با توجه به همان مکلّف به مرکب از اجزاء و شرایط، اماره و اصل با توجّه به آن حکم می کند به این معنا که آن جزئی را که آن دلیل در مأموربه به عنوان جزئیت دخالت داده است، من اصل می خواهم بگویم این جز تحقق دارد، من اماره می خواهم بگویم که آن جزء تحقق دارد. آن چیزی را که در دلیل مأموربه به عنوان شرطیت اخذ شده است، مفاد اصل و اماره، تحقق همان چیزی است که در لسان دلیل مرکب به عنوان شرطیت اخذ شده است، مثلا دلیل می گوید: «صل مع الوضوء» حالا اصل که اقتضاء؟ می کند بقاء وضو را، شما که اول صبح وضو گرفتید، حالا زوال شمس شده است و شک می کنید که وضو شما باقی است یا باقی نیست؟ استصحاب که جریان پیدا می کند و حکم می کند به این که وضو شما باقی است، این استصحاب چه می خواهد بگوید؟ آیا لسانش غیر از این معنا است؟ می خواهد بگوید که آیه شریفه که می گوید: «إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ» باید وضودار باشید، من استصحاب می خواهم بگویم تو وضو داری، من به«لا تنقض الیقین بالشک» می خواهم حکم به بقاء وضو تو کنم، یعنی بگویم: اگر با این حالت استصحابی شما ایستادی و نماز خواندی، بدان که همان آیۀ شریفۀ«إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ» را تو رعایت کردی، آیا استحباب وضو غیر از این می تواند لسان و بیان داشته باشد؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه