سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 312

صفحه 312

روی این دو مبنا مسألۀ عدم اجزاء به آن کیفیتی که ملاحظه فرمودید خیلی روشن بود، یعنی چون عند العقلا اجزاء تحقق ندارد و خبر ثقه را در ردیف واقع و در عرض واقع نمی بینند، بلکه به عنوان آینۀ واقع مطرح است، آنجایی که کشف خلاف شد، آنجایی که این حکایت و کشف در خبر واحد وجود نداشت، بلکه مسألۀ تخیل کاشفیت بود، تخیل طریقیت بود، دیگر عنوانی برای خبر واحد وجود ندارد.

بنابر مبنای دیگر هم مسأله همین طور است، منتها به وضوح فرض اول نیست و الاّ آن هم فی نفسه واضح است. اگر ما شارع را در حجّیت این أمارات به عنوان یک مؤسس تلقی کنیم، همان طور که نسبت به احکام تکلیفیه شارع مؤسس هست، ایجاب را برای نماز، برای صوم و امثال ذلک جعل کرده، بگوییم: در رابطۀ با حجّیت مثلا خبر ثقه هم مسأله به همین نحو است، یعنی شارع بر کرسی جعل نشسته و حجّیت را که عبارت از یکی از احکام وضعیه است، خودش برای خبر ثقه جعل کرده، گفته: «جعلت خبر الثقه حجّه» یا صدّق العادل همین مفاد را دارد، برای این که آن وجوب تصدیق، وجوب تصدیق تکلیفی نیست، آن وجوب تصدیق، لازمۀ حجّیت خبر عادل و خبر ثقه است.

حتّی مرحوم آخوند(ره) با این که در یک قسمتی از احکام وضعیه مطلق جعل را، یا خصوص جعل استقلالی را انکار می کنند، اما در رابطۀ با یک سری از احکام وضعیه، که حجّیت هم داخل در این قسم و این نوع است، برای جعل استقلالی منعی قائل نیستند، در حقیقت این یک مخالفتی است با مرحوم شیخ انصاری(ره) که ظاهر کلامشان این است، که احکام وضعیه انتزاع از احکام تکلیفیه می شوند و خودشان مستقلا مجعول نیستند، اما تحقیق این است: همان طوری که مرحوم آخوند در جانب اثبات می فرمایند، اینها هم قائل به تعلق جعل استقلالی هستند.

اگر ما این مبنا را اخذ کنیم، لازم هم نیست که ما در تمام أمارات بگوییم مسأله این طور است. باز اشاره کردم که این طور نیست که ما دلیلی داشته باشیم بر این که همۀ أمارات یک نواخت هستند! ممکن است حجیت بعضی از أمارات تأسیسی باشد و بعضی امضائی، لازم نیست که همه یک نواخت باشند. اگر ما این حجّیت تأسیسیه را دربارۀ همۀ أمارات یا بعضی أمارات قائل شدیم، مثلا شارع فرمود: «جعلت خبر الثقه حجه» اگر مسأله این طور شد، آیا در رابطۀ با اجزاء و عدم اجزاء تغییری در مسأله به وجود می آید که اگر حجّیت امضائیه باشد، لازمه اش عدم اجزاء است، اما اگر حجّیت تأسیسیه باشد، لازمه اش اجزاء است؟ یا این که در این جهت فرقی به وجود نمی آید؟ ظاهر این است که فرقی در کار نیست، چرا؟ برای این که بر فرض که حجّیت را تأسیسیه بگیریم، ملاک و مبنا و علّت حجّیت برای ما روشن است. چون مبنای اول را که از آن دست بر نداشتیم، مسألۀ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه