سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 324

صفحه 324

مطرح شد. اینجا دو دلیل در مقابل«کل شیء طاهر» داریم، که باید نسبت«کل شیء طاهر» را با آن دو دلیل بررسی کنیم. یک دلیل، فرض کنید«نجاسه دم» هست به حسب واقع آنجایی که ثوب به حسب واقع آلودۀ به دم و«متلطخ بدم» باشد، درست است شما شک در طهارت و نجاست کردید، لکن چون به حسب واقع این آلودۀ به دم بوده و شما هم ندیدید و یا لازم نبوده که فحص کنید، برای این که در شبهات موضوعیه آن طوری که بیان کردم حتی نیاز به نظر هم ندارد، حالا به حسب واقع این ثوب شما«متلطخ بدم» است و دلیل هم می گوید: «کل دم نجس» و اگر چیزی با نجاست ملاقات کند«یصیر متنجسا» آیا این طاهر در رابطۀ با این دلیل چه نظر و چه لسانی دارد؟ آیا لسان نفی نسبت به این دلیل دارد؟ یا این که با دلیل واقعیت نجاست ثوب، اصلا قابل جمع است و جمعشان هم، همان جمع بین حکم ظاهری و حکم واقعی است که این خودش یک بحث مستقل جداگانه ای در جلد دوم اصول دارد و راههایی برای جمع بین حکم ظاهری و واقعی مطرح است که نتیجه اش این است که اجتماع این دو تا بالاخره اشکالی ندارد. اما حلّ اشکالش به چه کیفیت است؟ در جای خودش«ان شاء الله» برسیم و بحث کنیم.

اما نفس این حکم به طهارت ظاهریه با آن دلیلی که می گوید: «الدم نجس واقعا و ما یلاقی الدم فهو متنجس واقعا» و به حسب واقع هم این ثوب ملاقی با دم بوده، این«کل شیء طاهر» می گوید: ما نیامدیم با این دلیل مخالفتی کنیم و در این دلیل تصرف کنیم، حتی نیامدیم تقیید و تخصیصی دربارۀ این دلیل وارد کنیم. مثلا نیامدیم این طور بگوییم: «کل ما یلاقی الدم، فهو متنجس الاّ ما اذا کانت ملاقاته مشکوکه» که یک استثنایی در دلیل واقعیت به وجود بیاوریم، بگوییم: بله آنجاهایی که ملاقات مشکوک است، همان دلیل واقعی«کلما یلاقی الدم فهو متنجس»، همانجا ضربه خورده، آنجا استثناء به آن وارد آمده، «الاّ ما اذا کانت الملاقات مشکوکه» نه این حرفها نیست. «کل شیء طاهر» می گوید: ما کمال رفاقت با آن دلیل واقعیت نجاست و ملاقات با نجاست را داریم و بین ما هم تعارضی نیست، وجه عدم تعارض هم مسألۀ جمع بین حکم ظاهری و واقعی است، که در جای خودش باید بحث شود. پس تا اینجا مسائل قاعدۀ طهارت روشن است.

آخرین چیزی که باقی می ماند، این است که مقصود از این طهارت ظاهریه چیست؟ ما زیاد به طهارت ظاهریه تعبیر می کنیم، این طهارت ظاهریه چه می خواهد بگوید و چه نقشی را می خواهد ایفاء کند؟ و در مقابل آن ادله ای که می گوید: «صل مع طهاره الثوب و مع طهاره البدن»، این قاعدۀ طهارت در مقابل آن ادله چه نقشی دارد؟ و چه مفادی را می خواهد دلالت کند؟ که آن وقت با توجه به این مقایسه نتیجه ما از نظر اجزاء و عدم اجزاء روشن می شود، توضیحش را«ان شاء الله» بعد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه