سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 328

صفحه 328

می گوید: من کاری به واقع ندارم، من می خواهم یک طهارت ظاهریه جعل کنم، یک طهارت ظاهریه به منظور تسهیل و امتنان بر امت. می پرسیم، یعنی چه؟ شما چه کار می خواهی بکنی؟ طهارت ظاهریه چه نقشی دارد؟ چه اثری می خواهد بر آن بار شود؟ آیا شما آن آثاری را که ظاهر ادلۀ آنها طهارت واقعیه هست، می خواهید آن آثار را در مورد شک در طهارت جعل کنید؟ یا این که نه به آن آثار کار ندارید؟ دیگر شق ثالث ندارد؟ آن دلیل می گوید: «صل مع طهاره ثوبک و بدنک» ایشان هم می گوید: «اذا کان ثوبک مشکوک الطهاره و لم تعلم حالته السابقه، فاحکم بانها طاهر» می پرسیم:

یعنی چه؟ «فاحکم بانه طاهر»؟ این را برای ما معنا کنید؟ «هذه الثوب طاهر ظاهرا»، عبارتش خیلی خوب است، اما باطن این عبارت چه می خواهد بگوید؟ یعنی چه«هذه الثوب طاهر ظاهرا»؟ می خواهید بگویید که در«صل مع طهاره ثوبک» آن اثر را می توانی بار کنی؟ یا نه در عین این که هیچ یک از آن آثار بار نمی شود، «مع ذلک هذه طاهر ظاهرا» اگر بخواهید بگویید که هیچ یک از آن آثار بار نمی شود، «فما الذی یترتب علی جعل الطهاره الظاهریه من الاثر و الفائده» پس چه فایده ای دارد که «احکم بانه طاهر»؟ من می خواهم با این لباس نماز بخوانم، آیا با طهارت ظاهریه می توانم در این لباس نماز بخوانم یا نه؟ اگر بگوید: نه، برای این که«صل مع الطهاره»، طهارت واقعیه را می گوید، می گوییم: پس شما چه نقشی دارید؟ چه فایده ای بر این جعل مترتب است؟ و چه تسهیلی بر این جعل مترتب است؟ شما که این قاعده را به منظور تسهیل جعل کردید، چه فایده ای بر این قاعده بار می شود؟ اگر من آن آثار را نتوانم بار کنیم، پس هیچ راهی ندارید جز این که بگویید معنای حکم به طهارت ظاهریه، ترتیب آن آثار است، آن آثاری که فی نفسه ظاهر دلیلشان طهارت واقعیه بوده، یعنی می خواهی بگویی با این لباس نماز بخوان. اگر یک مأکول و مشروبی مشکوک الطهاره و النجاسه بود و حالت سابقه اش هم برای شما مشخّص نبود، می خواهی بگویی«یجوز أکله یجوز شربه» لابد یک چنین چیزی را شما می خواهید حکم کنید؟ پس معنای جعل طهارت ظاهریه، جواز ترتیب آثاری است که بر طهارت واقعیۀ بحسب ظاهر دلیل، مترتب است.

اما اگر معنای قاعده عبارت از این باشد، لامحاله باید ما یک چنین حرفی بزنیم، بگوییم نمی شود که هم«صل مع الطهاره» معنایش طهارت واقعیه باشد، یعنی بگوییم«الشرط فی الصلاه طهاره الثوب و البدن بحسب الواقع» و هم در ضمن قاعدۀ طهارت، بما بگوید«یجوز لک ان تصلّی فی الثوب مشکوک الطهاره و فی البدن مشکوک الطهاره» چطور بین این دو تا جمع می کنید؟ هیچ چاره ای و راهی ندارد، جز این که به سبب قاعدۀ طهارت که معنایش ترتیب آثار طهارت است، شما یک تصرف در ادلۀ آن آثار کنید، بگویید درست است که ظاهر آن ادله شرطیت طهارت واقعیه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه