سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 355

صفحه 355

حیوان مشکوک الحلیه که شما در لباس مثلا متخذ از او، در شعر و بر و صوف او نماز خواندید، این دلیل می گوید: این صلاه بدون مانع تحقق پیدا کرده است، کمبودی در این صلاه وجود ندارد. پس اگر بعد معلوم شد که این حیوان به حسب واقع محرّم ألاکل بوده، این ضربه ای به صحت نمازهای گذشته نمی زند، نمازهای گذشته مشتمل بر مانع نبوده است. برای این که حلّیّت ظاهریه، جلو مانعیّت را بر حسب اقتضای حکومت گرفته است. پس اینجا چون طرف مسألۀ مانعیّت است، لازمۀ حکومت تضیق در دلیل محکوم است. اما در قاعدۀ طهارت چون مسأله، مسألۀ شرطیّت است، لازمۀ آنجا حکومت توسعه در دلیل محکوم است، توسعه آنجا و تضییق اینجا هر دو با مسألۀ تسهیل و امتنان مناسبت کامل دارد. پس قاعدۀ حلّیّت بحث تازۀ اختصاصی ندارد، بحثش همان بحث قاعدۀ طهارت است. این دو تا از اصول عملیه.

اصل برائت و استدلال آن

اما در باب برائت ما دو جور برائت داریم: برائت عقلیه که دلیلش قاعدۀ قبح عقاب بلابیان است، برائت شرعیه که دلیلش حدیث رفع و اشباه حدیث رفع است. آیا این دو تا برائت در رابطۀ با مسألۀ اجزاء، چه اقتضائی دارند؟ در باب برائت عقلیه، باید بگوییم برائت عقلی هیچ ارتباط با مسألۀ اجزاء نمی تواند داشته باشد، اصلا برائت عقلی یک مطلبی را می گوید که غیر از مسألۀ اجزاء و عدم اجزاء است. در حقیقت برائت عقلیه، به همان مسألۀ عذریت دلالت دارد که مرحوم محقق نائینی(قدس سره) در باب قاعدۀ طهارت می فرمودند و ما نمی پذیرفتیم، اما در برائت عقلی این مطلب باید پذیرفته شود، چرا؟ برای برائت عقلی حتّی در مثل مسألۀ شرب توتون و امثال ذلک، برائت عقلی هیچ نمی گوید که تکلیف به حسب واقع ثابت نیست، هیچ نمی گوید این عبادتی که شما انجام دادید کامل است. دلیل برائت عقلی قبح عقاب بلابیان است، می گوید: اگر مولی در رابطۀ با تکلیفش بیانی نداشته باشد و تبیینی در کار نباشد، در رابطۀ با مخالفت آن، عقوبت و مؤاخذه قبیح است، یعنی مولی نمی تواند بگوید چرا این تکلیف مشکوک الوجوب را اتیان نکردی؟ همین مقدار عقاب را محکوم به قبح می کند، مؤاخذه را غیر جایز می داند، اما اگر شما به استناد برائت عقلیه، فرض کنید جزئیّت سوره را در نماز از بین بردید، مدتها به استناد برائت عقلیه نماز بدون سوره خواندید. حالا که معلوم شد نماز شما در این مدت بلاسوره واقع شده و از نظر سوره کمبودی در آن وجود داشته، کجای قاعدۀ قبح عقاب بلابیان می گوید: بر شما قضا لازم نیست؟ بر شما اعاده لازم نیست؟ قبح عقاب بلا بیان آن مقداری که لسان و منطقش اقتضا دارد، این است که مولا نمی تواند تو را بر ترک نماز بدون

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه