سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 361

صفحه 361

می کند«بانّه فی الظاهر حلال» همانطور در باب احکام وضعیه مثل مسألۀ جزئیت و شرطیّت و مانعیّت که بحث ما در باب اجزاء در رابطۀ این سنخ از احکام وضعیه است، شارع به مقتضای حدیث رفع این طوری می فرماید که اگر سوره به حسب واقع، جزئیت داشته باشد لکن شما بعد از تفحّص کامل اگر هیچ دلیلی که دلالت بر جزئیت و یا عدم جزئیت سوره داشته باشد پیدا نکردید، این جزئیت مشکوکه«تکون مرفوعه» شارع می تواند هم اثبات جزئیت کند و هم نفی جزئیت. حالا بحث این بود که این نفی کردن جزئیت سوره برای کسی که شاکّ در جزئیت است و هیچ راهی برای اثبات و نفی جزئیت پیدا نکرده است، به چه کیفیتی است؟ اگر سوره به حسب واقع جزئیت داشته باشد، دلیل رفع چه نقشی می تواند داشته باشد؟ آیا دلیل رفع یک تخصیصی در واقع ایجاد می کند؟ یعنی دلیل رفع می گوید: «السوره بحسب الواقع لیست جزء للصلاه بالاضافه الی الجاهل بالجزئیه»؟ آیا حدیث رفع این نقش را دارد که رسما حکم واقعی با حدیث رفع تقیید می شود و دائرۀ حکم واقعی تضییق پیدا می کند؟

مسأله در اینجا به آن وضوحی که در قاعدۀ طهارت مسأله را مطرح می کردیم نیست، امّا در عین حال همان برنامه و همان جریان اینجا با یک ظرافت بیشتر و یک دقت بیشتری در این رابطه پیاده می شود.

در باب قاعدۀ طهارت می گفتیم: قاعدۀ طهارت توسعه ای در دلیل«صل مع الطهاره» می دهد. اگر قاعدۀ طهارت نبود، ظاهر«صل مع الطهاره» این بود آن چیزی که شرطیّت و قیدیّت برای صلاه دارد، طهارت واقعیه است. ظاهر«صل مع الطهاره» چنین معنایی است. اما وقتی قاعدۀ طهارت را با توجه به حکومت قاعدۀ طهارت ملاحظه کردیم با دلیل«صل مع الطهاره» گفتیم: قاعدۀ طهارت رسما توسعۀ در طهارت شرط نماز می دهد، می گوید: آن چیزی که شرطیت دارد، اعم از طهارت ظاهریه و واقعیه است. اما شرطیتش چه نوع شرطیتی بود؟ طهارت ظاهریه بود، اما شرطیت طهارت ظاهریه، مثل شرطیت طهاریت واقعیه، شرطیت واقعیه بود. این طور نبود که بگوییم: در طهارت واقعیه، شرطیت واقعیه تحقّق دارد و در طهارت ظاهریه، شرطیّت ظاهریه تحقّق دارد. لازمۀ حکومت قاعدۀ طهارت بر دلیل«صلّ مع الطهاره» توسعۀ در واقعیت شرطیّت بود. می گفت: آن چیزی که در لوح محفوظ و به حسب واقع شرطیّت برای نماز دارد، یک معنایی اعم از طهارت واقعیه و ظاهریه است، که طهارت ظاهریه شرطیّت واقعیه بود، نه این که طهارت ظاهریه به عنوان یک شرطیّت ظاهریه مطرح باشد. توسعۀ قاعدۀ طهارت در دلیل«صل مع الطهاره» این تبیین عمومیت واقعیت شرطیّت، نسبت به طهارت واقعیه و طهارت ظاهریه است. آن چیزی که به حسب واقع شرط است، اعم از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه