سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 363

صفحه 363

مؤاخذه را برمی دارد و مرفوع شدن مؤاخذه، منافاتی با عدم اجزاء و وجوب اعاده یا قضا ندارد. اما فرض این است که مرفوع در حدیث رفع را مؤاخذه نمی بینیم. ما ضرورتی نمی بینیم که اینجا کلمۀ مؤاخذه در تقدیر باشد. رفع به خود«ما لا یعلمون» نسبت داده شده، به نفس حکم مجهول نسبت داده شده، به نفس حکم تکلیفی مجهول و به نفس حکم وضعی مجهول نسبت داده شده است. پس چه کنیم هم نمی توانیم دست به واقع دراز کنیم و محدودیت در واقعیّت جزئیت ایجاد کنیم و رفع هم متعلّق به خود جزئیت شده، اینجا چه معامله ای باید کرد؟

جمع بین حدیث رفع و احکام واقعیه

اینجا باید بگوییم: وقتی که حدیث رفع می خواهد یک جزئیت را رفع کند، لابد امری متعلّق به مجموع مرکّب وجود دارد. مسألۀ جزئیت که بدون مجموع مرکّب امکان ندارد، باید یک مجموع مرکّب و تعلّق امر به آن را فرض کنیم، برای آن که وضع و رفع آن جزئیتی به ید شارع است که در رابطۀ با مأموربه باشد و الاّ جزئیتی که در رابطۀ با مأموربه نیست، چه ارتباطی به شارع نفیا و اثباتا می تواند داشته باشد؟ پس نفس رفع جزئیت، ملازم با این است که اینجا ما یک امر متعلّق به یک مجموع مرکّبی داریم. یعنی رفع جزئیت مثلا در باب صلاه، با توجه به«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» است، با توجه به«أَقِمِ الصَّلاهَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلی غَسَقِ اللَّیْلِ» است. پس خود حدیث رفع وجود یک دلیل دالّ بر تعلّق امر به یک مرکّبی را دلالت دارد. همان طوری که در بحث قبل عرض کردم، ما وقتی می توانیم به حدیث رفع تمسّک کنیم که اطلاقی در رابطۀ با دلیل لفظی وجود نداشته باشد و الاّ اگر اطلاقی در رابطۀ با دلیلی لفظی وجود داشته باشد، مثل این که در این«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» های قرآن فرض کنیم شرایط تمسّک به اطلاق وجود دارد، یعنی در مقام بیان خصوصیات و اجزاء و شرائط مأموربه هست. اگر یک چنین اطلاقی برای«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» وجود داشت، به اطلاقش تمسّک می کردیم و در حقیقت امارۀ بر عدم جزئیت داشتیم و اگر امارۀ بر عدم جزئیت سوره در کار باشد، با وجود اماره ولو اماره هم موافق باشد، نوبت به اصول عملیه نمی رسد. فرقی نمی کند که اماره مخالف با اصل عملی باشد، یا حتی موافق با اصل عملی هم باشد، باز با وجود اماره، نوبت به اصل عملی نمی رسد.

پس ما یک«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» داریم که اطلاق ندارد و روی عدم اطلاقش نوبت به تمسّک به حدیث رفع رسیده است. در مقابل این«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» باید ادله ای که دلالت بر اجزاء و شرائط می کند، جزئیت اجزاء و شرطیّت شروط را روشن کند. آن ادله هم فرضا یک دلیلی است که به حسب واقع، دلالت بر جزئیت سوره کرده است. دلیل دالّ بر جزئیت سوره وقتی که با«أَقِیمُوا الصَّلاهَ»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه