سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 367

صفحه 367

الاشتغال اقتضای اجزاء دارد. این تعبیر هم غیرصحیح است برای این که جزئی مفقود نشده است.

مثلا در دوران بین اقل و اکثر ارتباطی، اگر قائل به اشتغال شدید و گفتید: در شک در جزئیت سوره، عقل حکم به اشتغال می کند، لازمۀ حکم عقل به اشتغال، این است که نماز با سوره باید عملا اتیان شود. هیچ نقصی در نماز مع السوره وجود ندارد. اگر بعد هم معلوم شد که سوره جزئیت نداشته، نداشته باشد، به عنوان یک مستحب در نماز واقع شده و یا حداقل به عنوان چیزی که قادح در صحّت نماز نیست، تحقّق پیدا کرده است. پس در موارد اصاله الاشتغال، اصلا موضوع برای بحث اجزاء به هیچ وجه تحقّق ندارد و چنین تعبیری ولو به عنوان اجزاء هم نباید در آنجا مطرح شود.

مقتضای اصاله التخییر

اصاله التخییر که در دوران بین محذورین به عنوان یک اصل عقلی جریان پیدا می کند آیا مربوط به ما نحن فیه هست یا نه؟ و اگر بعضی از مواردش ارتباط به ما نحن فیه پیدا کرد، آیا در آنجا مسألۀ اجزاء مطرح است یا مسألۀ عدم اجزاء؟

یک مورد اصاله التخییر جایی است که شک داشته باشیم در این که عملی واجب است مستقلا یا این که حرام است مستقلا؟ عملی سر تا پا مردد باشد بین الوجوب و الحرمه. اینجا چون ترجیحی در کار نیست و امر دائر است بین المحذورین، عقل چاره ای ندارد جز این که حکم به تخییر کند و بگوید: می توانید این عمل را انجام دهید و می توانید ترک کنید. در این فرض اصلا مسألۀ اجزاء نمی تواند مطرح باشد برای این که مکلّف یا این فعل را انجام می دهد و یا ترک می کند؟ و علی ایّ تقدیر، یا کشف خلاف می شود یا نمی شود. آنجایی که عمل را انجام داد و بعد کشف خلاف شد، یعنی معلوم شد«هذا العمل کان محرّما» اینجا معنا ندارد که بحثی را در رابطۀ با اجزاء مطرح کنیم.

اجزاء چه چیز از چه چیز؟ عملی بوده مردّد بین وجوب و حرمت، عقل حکم به تخییر کرده و بعد مکلّف جانب فعل را عملا انتخاب کرده، «ثمّ انکشف انّ هذا العمل کان محرّما» پس در این فرض جا برای اجزاء نیست. و اما عکس این فرض، یعنی اگر جانب ترک را انتخاب کرد و چیزی را انجام نداد «ثمّ انکشف انّ العمل کان واجبا بحسب الواقع» اینجا هم عدم ارتباطش به بحث اجزاء، روی این جهت است که این چیزی انجام نداده که بگوییم: «یجزی عن الواقع او لا یجزی عن الواقع»، او این عمل را ترک کرده«و لم یأت بشیء اصلا» بعد هم معلوم شده که«انّ هذا الفعل کان واجبا»، اینجا کلمۀ اجزاء مطرح نیست. مأموربه را اصلا در خارج تحقّق پیدا نکرده است. پس ما چه چیز را مجزی از مأموربه بدانیم؟ آنچه که به حسب واقع مأموربه بوده، «کان هذا المکلّف تارکا له بالمرّه و بالکلیّه و لم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه