سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 381

صفحه 381

اصاله الظهور است، یعنی حجّیتش از باب همان طریقیّت و اماریت است. نوعا این معنا را در باب اصاله الحقیقه معتقد هستند و روی این مبنا، دیگر اصاله الحقیقه، یک اصل مستقل برأسه نیست بلکه همان اصاله الظهور است، منتها تنها در مورد استعمال خالی از قرینه، استعمال«رأیت اسدا» بدون این که مقترن به قرینه باشد.

اما احتمال داده شده است و لعلّ قائل هم داشته باشد که اصاله الحقیقه، یک اصل تعبّدی عقلایی است. یعنی عقلا در«رأیت اسدا» کلام را حمل بر معنای حقیقی می کنند و می گویند: مراد متکلّم همین معنای حقیقی است، هیچ ارتباطی به ظهور ندارد و مربوط به وجود اماره ای بر معنای حقیقی نیست، بلکه این یک روش عملی عقلایی است بدون این که متکی به عنوان اماریت و مربوط به عنوان طریقیّت باشد. عقلا«رأیت اسدا» را حمل بر معنای حقیقی می کنند عملا و بناء، بدون این که اماره ای در کار باشد. این احتمال در باب اصاله الحقیقه جریان دارد. ما نمی خواهیم بگوییم که این احتمال درست است و اصاله الحقیقه از این باب، حجّیت عقلائیه دارد، لکن ذکر این نکته برای این جهت بود که ما فکر نکنیم تمام چیزهایی که معمول به عند العقلا است و متداول بین آنهاست و مورد اعتنای آنهاست، همه جنبۀ اماریت و کاشفیت در آنها تحقّق دارد، بلکه چیزهایی هم بین عقلا وجود دارد که به عنوان اصل مطرح است، نه به عنوان اماره. و موارد دیگری هم شاید وجود داشته باشد.

مثلا شاید مسأله اصاله عدم النقل هم از همین باب باشد و جزو مثالهای این معنا باشد.

قاعده فراغ و تجاوز از نظر عقلا

بحث در باب قاعدۀ فراغ و قاعدۀ تجاوز بود. (حالا یکی یا دوتا از آن را در جای خودش باید بحث کرد). صحبت در این بود که آیا قاعدۀ فراغ و قاعدۀ تجاوز، یک ریشه عقلایی دارد، همانطوری که خبر ثقه، ریشه عقلایی داشت، آیا قاعدۀ فراغ و تجاوز هم این چنین است؟ اگر اینطور باشد، روایاتی که در باب قاعدۀ فراغ و تجاوز داریم، آنها را باید حمل بر تأکید و امضاء کنیم و بگوییم:

همان طوری که«صدّق العادل» امضای روش معمول بین عقلا در رابطۀ با خبر ثقه است، روایاتی هم که در قاعدۀ فراغ و تجاوز وارد شده است، امضای همان معنای متداول بین عقلاست.

آیا مسأله اینطور است که در مورد شک در تجاوز و شک بعد الفراغ، بنای عملی عقلا بر عدم اعتنا به شک است در کارهایی که مربوط به عقلاست و در مجموعه هایی که مربوط به عقلاست؟ اگر یک شیء مرکّب ذات اجزایی را بخواهند تهیه کنند، به طوری که جزئیت هر جزئی، در تحقّق آن مرکّب واقعا نقش داشته باشد و به تعبیر ما از اجزاء وجوبیه باشد، از اجزاء لازمه باشد، نه این که ما از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه