سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 388

صفحه 388

اما در باب قطع، چه چیزی داریم؟ آیا در باب قطع، دلیلی هست که حاکمیت بر«صلّ مع الطهاره» داشته باشد؟ یا مسأله این است که«صلّ مع الطهاره» ظهور در این دارد که طهارت واقعیه معتبر است؟ قطع هم به عنوان صغرای همین کبرا پیش می آید و می گوید: «انت طاهر واقعا و الطهاره الواقعیه شرط فانت واجد للشرط». بعد که معلوم شد این قطع خلاف واقع بوده و صغرا برای آن کبرا تحقّق نداشته است و این یک جهل مرکّبی بوده که به صورت حکایت از واقع متجلّی شده، اینجا ما به استناد چه چیزی حکم به اجزا کنیم؟ قاطع بوده است به این که لباس طاهر است«صلّی فیه ثمّ انکشف کونه نجسا» روی چه ملاکی حکم به اجزاء کنیم؟ ما دو دلیل نداریم. حاکم و محکوم نداریم. دلیلی که مبیّن دلیل دیگری باشد نداریم. دلیلی هست و کبرایی را روشن کرده، قطع هم صغرا آورده است. گفته است: «انت طاهر و الطهاره شرط فانت علی شرط». بعد معلوم شد که«انت طاهر» دروغ بوده است، خلاف واقع بوده است. ما به استناد چه چیزی حکم کنیم«بانّ الصلاه الفاقده للشرط صحیحه»؟

پس با این که ابتداء به ذهن انسان بعید می آید که قاعدۀ طهارت با آن مقام پایینی که نسبت به امارات و قطع دارد، معذلک اگر کسی به استناد قاعدۀ طهارت در لباسش نماز بخواند، این صلاه صحیح است، ولو این که«واقعا لم یکن بطاهر» اما اگر به استناد قطع به طهارت در این لباس نماز بخواند«ثمّ انکشف الخلاف لا یکون مجزیا» برای این که ملاک اجزا در قاعدۀ طهارت وجود دارد، اما در مسألۀ قطع که در رأس امارات واقع شده است و همین طور امارات ظنّیّه که اینها با حفظ واقعیت واقع مطرح هستند، نه در مقابل واقع و به عنوان تصرّف در واقع، بلکه به عنوان همان بیان صغرا برای کبرای واقع، که اگر فرع را بخواهیم در یک قالب اصطلاحی و علمی ذکر کنیم همین است، که امارات و فی رأسها القطع، تصرّف در واقع نمی کند، تصرّف در کبرا نمی کند، بلکه فقط مبیّن صغرا است. می گوید: آن طهارت واقعیه اینجا تحقّق دارد. قطع و بیّنه و خبر ثقه در موارد خودش همین حرف را می زند. صغرا برای واقع و کبرا مشخّص می کند، اما واقعیت کبرا در امارات به جای خودش محفوظ است، بدون این که هیچ گونه تصرّفی در آنها شود. اما اصول عملیه با لسان ادلۀ شان تصرّف در کبرا می کند. «صلّ مع الطهاره» را توسعه می دهند، می گویند: آن چه شرطیت دارد، اعم از طهارت ظاهریه و واقعیه است. پس اینها به لحاظ تصرّف در کبرا و توسعۀ در مفاد دلیل کبرا اقتضای اجزاء دارند. اما امارات به لحاظ این که هیچ گونه تصرّفی در کبرا ندارند، بلکه با حفظ واقعیت کبرا فقط در مقام بیان صغرایی برای این کبرا هستند، نقششان تا زمانی است که کشف خلاف نشود. وقتی که کشف خلاف شد، می فهمیم که این صغرایی برای این کبرا نبوده است. وقتی که بیّنه گفت: «انت طاهر» بعد از آن که فهمیدیم این بیّنه دروغ گفته است، «انت طاهر» به عنوان صغرا غیر واقع بوده

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه