سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 400

صفحه 400

دنبالش کلمۀ اجزاء را بیاوریم، بلکه باید لسان دلیل این اصل عملی را ملاحظه کنیم. در قاعدۀ طهارت می گوید: چون شک در طهارت و نجاست ثوب دارید«هو طاهر». «هو طاهر» را ما تحلیل کردیم که اگر بخواهد حکومت بر«صلّ مع الطهاره» نداشته باشد، بی معنا می شود. «هو طاهر» یعنی چه؟ از یک طرف، طهارت واقعیه شرط باشد، از یک طرف، شارع بگوید: «اذا شککت فی الطهاره و النجاسه» من حکم می کنم به«انّه طاهر فی الظاهر». طهارت ظاهریه اگر در دائره شرط توسعه ای ایجاد نکند، طهارت ظاهریه چه اثری بر آن مترتب می شود؟ طهارت ظاهریه باید توسعۀ در دلیل شرط ایجاد کند. یا در باب استصحابی که در وضو بر حسب صحیحۀ زراره اولی جریان پیدا می کند، ما چاره ای نداریم آن صغرا و کبرایی که امام تشکیل می دهند، «لانّک کنت علی یقین من طهارتک فشککت»، یا«فانّه علی یقین من وضوئه و لیس ینبغی له ان ینقض الیقین بالشک» آنها لسانشان، لسان توسعۀ در دلیل شرط است. اما اینجا چون دو طرف در کار است: یکی مسألۀ منوب عنه است، یکی مسأله نایب است، وارث که استنابه کننده است، در حقیقت گرفتار هر دوی اینهاست. از یک طرف گرفتار منوب عنه است، باید یک کاری کند که ذمّۀ منوب عنه فراغ پیدا کند، از یک طرف گرفتار نایب است، برای اینکه نایب اجیر است و باید پول در اختیار نایب بگذارد. آیا شما از این«ضع امر أخیک علی احسنه» استفاده می کنید همان چیزی را که از قاعدۀ طهارت استفاده می کردید یا اینکه این«ضع امر أخیک علی احسنه» یک بعد را دلالت دارد و آن این است که در مورد شک در حسن و عدم حسن، این کار برادر را در رابطۀ با نفع برادر«ضعه علی کونه حسنا»، یعنی در مورد شک در صحت امتناع از دادن اجرت نکن، تو استنابت کردی پولش را به او بده، برود. لازم نیست که یقین به صحت داشته باشی تا مسألۀ استحقاق اجرت و مال اجاره پیش بیاید. اما از کجا استفاده کنیم که علاوۀ بر اینکه این استحقاق اجرت دارد، منوب عنه هم در رابطۀ با این عمل مشکوک الصّحه، فراغ ذمه بر او حاصل شده، «حتی فی ما لو انکشف الخلاف» که بحث ما اینجاست، که بعد از اصاله الصّحه، فهمیدیم که این نایب بعضی از شرایط و اجزاء و موانع را رعایت نکرده است؟ بگوییم: حالا ما از «ضع امر أخیک علی احسنه» استفاده می کنیم که همین عمل فاسد«یجزی عن المنوب عنه، یکفی عن المنوب عنه» دیگر مسأله تمام شد. آیا«بیننا و بین وجداننا» از این«ضع امر أخیک علی احسنه» می توانیم مسألۀ اجزاء عن المنوب عنه را استفاده کنیم؟ عمده آن این است که سروکار اینجا با دو نفر است. یک بعد مربوط به منوب عنه است، یک بعد هم مربوط به نایب است و«ضع امر أخیک علی احسنه» در رابطۀ نایب، لسان و بیان دارد، اما در رابطۀ با بعد منوب عنه ندارد. و عرض کردم: لازمۀ این حرف این است که اصل اجرای اصاله الصّحه در رابطۀ با منوب عنه هم زیر سؤال می رود. لکن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه