سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 423

صفحه 423

هر مولای آمری اگر چیزی را مأموربه قرار داد، همیشه و همه وقت توجه به مقدمه و اگر مقدماتش متعدد باشد، توجه به تمامی مقدمات این مأموربه دارد و روی توجّه به مقدمۀ این مأموربه، همان طوری که یک اراده از آن ناشی می شود«متعلقه الی البعث الی ذی المقدمه» یک ارادۀ نفسانیه ای هم در آن وجود دارد؟ «متعلقه الی البعث الی المقدمه، بل الی المقدمات» در آنجایی که مقدمات متعدد باشد و تبعا بعثهای متعددی به تعدد مقدمات وجود خواهد داشت. آنجایی که مولا توجّه به اصل مقدمه ندارد، یا بعضی از مقدمات در صورت تعدد مغفول عنه مولای آمر است، چطور ما می توانیم ادعا کنیم به این بین الارادتین ملازمه تحقق دارد؟ ولو این که اراده جایش نفس است، ولو این که او دیدنی نیست، اما می دانیم واقعیت مسألۀ را، که اگر اراده بخواهد متعلق به بعث به مقدمه شود، این فرع التفات به مقدّمیت این مقدمه است، فرع التفات به مقدمات متعدده است، آنجایی که یک ذی المقدمه چند تا مقدمه داشته باشد؛ آنجایی که مولا به طورکلی غافل از مقدمه یا بعضی از مقدمات است، آیا می توانیم بگوییم یک ارادۀ فعلیۀ متعلقۀ به بعث الی المقدمه در نفس مولا وجود دارد؟ مولای غافل، «کیف یمکن ان یتحقق منه الاراده»؟ با این که اولین مبادی اراده تصوّر است، تصوّر به معنی التفات و توجّه نفس است و ما فرض کردیم که مولا غافل از مقدمه یا بعضی از مقدمات است.

لذا اگر این احتمال دوم هم مراد مرحوم آخوند باشد، که خلاف ظاهر عبارت ایشان هم هست، چون ظاهر در عبارت، ملازمۀ بین الوجوبین را مطرح کردند، لکن اگر مرادشان این ملازمۀ بین الارادتین هم باشد به این کیفیتی که ذکر شد، خارجا می بینیم واقعیت ندارد و کثیرا ما ارادۀ متعلقۀ به بعث الی المقدمه در ذهن مولا و نفس مولا تحقق ندارد.

ملازمۀ بین وجوب فعلی ذی المقدمه و وجوب تقدیری مقدمه

دو احتمال دیگر باقی ماند، که این دو احتمال دیگر هم، روی همین دو احتمال قبلی است، منتها به یک فرق و آن این است که در دو احتمال قبلی ما طرفین ملازمه را عبارت از دو امر فعلی قرار می دادیم، اگر وجوب بود دو وجوب فعلی و اگر اراده بود دو ارادۀ فعلیه. اما در این دو احتمال آخری از طرف مقدمه مسألۀ فعلیتش را حذف می کنیم و به جای کلمۀ فعلیت، کلمۀ تقدیر را می گذاریم، به این کیفیت. می گوییم: بین وجوب فعلی ذی المقدمه و وجوب تقدیری مقدمه ملازمه است. یا اگر طرفین را اراده قرار دادیم، این طور می گوییم: بین ارادۀ فعلیۀ متعلقۀ به بعث الی ذی المقدمه و بین ارادۀ تقدیریۀ متعلقۀ به بعث الی المقدمه ملازمه است. در ناحیۀ مقدمه، مسألۀ فعلیت را به مسألۀ تقدیر تبدیل می کنیم. مقصود ما از تقدیر چیست؟ مقصود ما از تقدیر همان بالقوه است و مقصود از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه