سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 436

صفحه 436

پذیرفتیم. اما با دقت در این دوره، اشکالی به نظرم آمد؛ اشکال این است که درست است که ما در ناحیۀ مقدمه، مقدمه را مطرح نمی کنیم. «ما یراه المولی مقدمه» را مطرح می کنیم. این دوتا بیان امام صحیح است، لکن سؤال این است که این که شما می گویید: «بین الارادتین الفعلیتین» ملازمه تحقق دارد، آیا معنای این چیست؟ معنا این است که مولا وقتی که اراده اش متعلق شد«بالبعث الی ذی المقدمه»، به دنبال این اراده، «بعث الی ذی المقدمه» تحقق دارد مثلا می گوید: «اشتر اللحم»، اراده جدای از متعلق نیست، اراده ای است که به دنبال او مراد که عبارت از بعث است، تحقق دارد که«اشتر اللحم» است. در ناحیۀ مقدمه شما چه می فرمایید؟ می گویید: بین اراده متعلقۀ«بالبعث الی ذی المقدمه» و ارادۀ متعلقۀ«بالبعث الی ما یراه مقدمه»، ملازمه است. متعلق این اراده دوم کجاست؟ یعنی شما می خواهید بفرمایید: مولایی که الان دارد می گوید: «اشتر اللحم» و می داند که دخول سوق، مقدمیت برای«اشتر اللحم» دارد. شما که می گویید: «بین الارادتین» ملازمه است، یعنی مولا حق ندارد کلمۀ«ادخل السوق» را نگوید؟ حتما باید«ادخل السوق» را بگوید؟ می داند دخول سوق مقدمه است. آیا با توجه به مقدمیت دخول سوق برای اشتراء لحم، مولا می تواند به«اشتر اللحم» اکتفا بکند یا نمی تواند؟ اگر شما بگویید: نمی تواند اکتفا کند، خارجا می دانیم که این مطلبی نیست که شما بتوانید بگویید: «لا یجوز». آیا هر عملی که شما به عنوان پدر، دستور می دهید و مقدمات آن عمل هم در ذهن شما حاضر است، حتما باید در کنار امر به«ذی المقدمه»، امر به آن مقدمات هم داشته باشید؟ به طوری که اگر امر به آن مقدمات نباشد و بعث به آن مقدمات تحقق نداشته باشد، امر شما ناقص است یا اینکه ناقص نیست؟ اگر بخواهید بگویید: ناقص هست، این در حقیقت وجدان و استعمالات عرفیه و اوامری که موالی مثلا زوج نسبت به زوجه، در جمیع مواردی که به عنوان امر مطرح است، ما می بینیم که این طور نیست که اگر آمر توجه به یک مقدماتی داشته باشد، حتما باید این مقدمات را یکی یکی ذکر کند، به طوری که اگر ذکر نکرد، بگوییم: این امرش ناقص است و این تعبیرش غیرصحیح است، نمی شود این حرف را زد و اگر بگویید: ناقص نیست، آیا شما که می فرمایید: «بین الارادتین» ملازمه تحقق دارد، چطور ارادۀ متعلقۀ«بالبعث الی ذی المقدمه» دنبال آن بعث آمده است؟ اما ارادۀ متعلقۀ«بالبعث الی ما یراه مقدمه» دنبال آن بحث نیامده است، علت این تفکیک چیست؟ وقتی که هر اراده، ارادۀ فعلیه است، بین این دو اراده فعلیه ملازمه تحقق دارد؟ یکی متعلق«بالبعث الی ذی المقدمه» است. گفته است: «اشتر اللحم»؛ یعنی مراد به آن اراده تحقق پیدا کرده است. «أراد البعث الی ذی المقدمه فتحقق البعث» مگر«لم یرد البعث الی المقدمه و الی ما رآه مقدمه»؟ مگر بین این دو اراده ملازمه نیست؟ پس ملازمه کجا هست؟ «بعث الی المقدمه» در خارج،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه