سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 452

صفحه 452

دارد و نه تقدّم زمانی بر مأموربه دارد. اجزاء مأموربه، همان مأموربه است، بین مأموربه با اجزائش مغایرتی تحقق ندارد. تقدّم و تأخّر زمانی مطرح نیست. لذا مقدمیت مقدمات داخلیه ممنوع است و بنابراین مناقشه، اصل این تقسیم باطل است که ما بنشینیم تقسیم کنیم، بگوییم: المقدمه اما داخلیه و اما خارجیه، روی این مناقشه این تقسیم، تقسیم غیرصحیحی خواهد بود.

لکن در جواب از این مناقشه مرحوم آخوند یک جوابی داده اند که ظاهرا هم جواب صحیح همین جواب است و خلاصۀ جواب ایشان عبارت از این معناست که درست است ما بین مقدمه و ذی المقدمه یک مغایرتی باید ملاحظه کنیم، نمی شود مقدمه و ذی المقدمه عینیت داشته باشد و هیچ گونه تغایری بین مقدمه و ذی المقدمه وجود نداشته باشد، این حرف را ما قبول داریم. لکن بحث این است که آن تغایری که در تحقق عنوان مقدمیت نقش دارد، آیا باید تغایر حقیقی و تغایر وجودی باشد؟ حتما باید دو تا وجود جدای از هم باشد؟ ضرورت دارد که تغایر، تغایر وجودی باشد؟ همانطوری در نصب سلّم و کون علی السطح تغایر وجودی هست، آیا فی کل مقدمه، این تغایر وجودی ضرورت دارد؟ یا این که نه؟ اگر تغایر، تغایر اعتباری هم باشد، در تحقق عنوان مقدمیت کفایت می کند. و ما می بینیم که بین اجزاء و بین مجموعۀ مرکب، که از آن تعبیر به ذی المقدمه می کنیم، یک تغایر اعتباری تحقق دارد. تغایر اعتباریش به این کیفیت است، که ما رکوع را مثلا که جزء برای مأموربه است و به تعبیر ما مقدمه است برای مأموربه، این رکوع را دو جور می توانیم اعتبار کنیم. یک وقت رکوع را فی نفسه ملاحظه می کنیم، رکوع را به تنهائی ملاحظه می کنیم. اگر رکوع به تنهائی ملاحظه شد، این عنوان مقدمیت دارد و«لیس بذی المقدمه». اما یک وقت رکوع را ملاحظه می کنید با وصف انضمامش با اجزاء دیگر و اجتماعش با اجزاء دیگر، اینجا که شما با وصف اجتماعش با اجزاء دیگر ملاحظه می کنید، عنوانش، عنوان مرکّب و عنوان ذی المقدمه می شود و دلیل بر این که همین تغایر اعتباری مطلب را عوض می کند و عنوان مقدمه و ذی المقدمه درست می کند، همین است که ما وقتی با دید مقدمیت به اجزاء نماز نگاه می کنیم، اینجا مسألۀ تعدد مطرح است. اگر نماز در ده جزء دارد، ما ده تا مقدمه می بینیم، ده شیء می بینیم. اما وقتی که با دید اجتماع و انضمام ملاحظه می کنیم، با ملاحظۀ انضمام و اجتماع، «لیس هنا الاّ شیء واحد» نه وحدت حقیقه، همان وحدت اعتباریه ای که شارع این مجموع را شیء واحد دیده به لحاظ تأثیر در آن آثاری که مترتب بر این مجموعه هست. پس رکوع را دو جور می شود ملاحظه کرد. در یک لحاظ رکوع، خودش کأنّ مستقل است و شیء واحد شناخته می شود، در این دید«الرکوع مقدمه». اما همین رکوع وقتی که با وصف انضمام و اجتماع ملاحظه شد، اینجا دیگر تعدد در کار نیست، اینجا شیء واحد در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه