سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 456

صفحه 456

اجزاء که شما از آن تعبیر می کنید به مقدمات داخلیه و ما هم قبول کردیم، «أَقِیمُوا الصَّلاهَ» ، که عبارت از امر متعلق به اقامۀ صلاه است، «أَقِیمُوا الصَّلاهَ» مکلّف را به چه تحریک می کند؟ مکلّف را به چه بعث می کند؟ آیا غیر از این است که«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» مکلف را به همین اجزا بعث می کند؟ «أَقِیمُوا الصَّلاهَ» است که مکلّف را بعث به رکوع می کند. «أَقِیمُوا الصَّلاهَ» است که مکلّف را بعث به سجود می کند. «أَقِیمُوا الصَّلاهَ» است که مکلّف را بعث به سایر اجزاء می کند. اگر«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» مکلف را بعث به این اجزاء نمی کند، پس به چه بعث می کند مکلّف را؟ مکلّف را به چه تحریک می کند؟ چه چیزی را بر مکلّف واجب کرده؟ لذا می فرماید: ما تردیدی نداریم که«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» اصلا معنا و حقیقتش و عبارت اخرایش، عبارت از«بعث الی السّجود و الرّکوع و القرائه و سایر الجزاء» است، آیا غیر از این می شود ما معنا کنیم«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» را؟ پس در حقیقت رکوع مبعوث الیه به بعث خود «أَقِیمُوا الصَّلاهَ» است، سجود مبعوث الیه به خود«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» است. اگر رکوع و سجود به خود «أَقِیمُوا الصَّلاهَ» که«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» یک واجب نفسی است و وجوبش وجوب نفسی است، اگر اجزاء به خود این«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» مبعوث الیه واقع شدند، دیگر شما اینجا بخواهید این حرف را بزنید، بگویید: ضمن اینکه رکوع به امر وجوبی نفسی«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» مبعوث الیه هست، روی اینکه رکوع مقدمیت دارد و ما مسألۀ مقدمیتش را پذیرفتیم و مثلا قائل به وجوب مقدمه هم شدیم، پس در نتیجه لازم می آید که همین رکوع یک وجوب غیری مقدمی هم به او تعلق گرفته باشد. پس در نتیجه خود عنوان رکوع، هم متعلق وجوب نفسی و مبعوث الیه بعث نفسی است و هم متعلق وجوب غیری مقدمی و مبعوث الیه به بعث غیری مقدمی. دو تا وجوب روی رکوع تمرکز پیدا کرده، دو تا وجوب در یک جا مجتمع شده و هذا عبارت عن اجتماع مثلین. و چون اجتماع مثلین ممتنع است، همان طوری که اجتماع ضدّین ممتنع است، اجتماع مثلین هم امتناع دارد. برای اینکه ما گرفتار مشکل اجتماع مثلین نشویم، چاره نداریم جز اینکه بگوییم: مسألۀ وجوب غیری مقدّمی در رابطۀ با اجزاء پیاده نمی شود. مقدمیت دارد، اما وجوب مقدمی ندارد. مقدمیتش محرز است، اما داخل در نزاع در باب مقدمه واجب نیست و الاّ یلزم اجتماع المثلین.

اشکال به مرحوم آخوند(ره) در جواز اجتماع

اینجا کأنّ یک مستشکلی پیدا می شود و به ایشان اشکال می کند، اگر ما در مسألۀ اجتماع امر و نهی در صلاه در دار غصبی قائل به جواز اجتماع شدیم، چون مسأله ای محل خلاف است، که آیا اجتماع امر و نهی امتناع دارد در آن چیزی که محل نزاع در آنجاست یا اینکه نه مانعی ندارد؟ «هل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه