سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 458

صفحه 458

وقت مستشکل به مرحوم آخوند، می گوید: چه مانعی دارد که ما نظیر این راه را، منتها در رابطۀ با اجتماع مثلین در باب اجزاء و مقدمات داخلیه پیاده کنیم، بگوییم: رکوع به عنوان رکوعی، این مبعوث الیه به امر نفسی است، مبعوث الیه به خود«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» است. اما اینجا یک عنوان دیگری داریم که از آن تعبیر به عنوان مقدمه می کنیم و آن مقدمه معروض وجوب غیری و محکوم به وجوب غیری است. پس چطور شما می گویید اجتماع مثلین لازم می آید؟ وجوب نفسی متعلق به عنوان رکوع است، وجوب غیری متعلق به عنوان مقدمه است.

مقدمه یک عنوان، رکوع یک عنوان دیگر، او محکوم به وجوب نفسی است، این هم محکوم به وجوب غیری، منتهی در خارج این دو تا با هم مجتمع شده اند، در تحقق در خارج این دوتا با هم اجتماع و ارتباط اتحاد پیدا کرده اند. اما این اتحاد خارجی ضربۀ به تغایر در مقام تعلق تکلیف که مربوط به مولاست، ضربه ای به آن تغایر نمی زند، او وجوب نفسی اش را متعلق به عنوان رکوع و سجود کرده، وجوب غیری شرعی هم متعلق به عنوان مقدمه شده است. پس چطور شما مرحوم آخوند می فرمایید: اجتماع مثلین لازم می آید. اگر ما در مسألۀ اجتماع امر و نهی قائل به جواز شدیم، اینجا هم قائل به جواز می شویم و فرقی بین این دو تا ملاحظه نمی شود.

جواب مرحوم آخوند از اشکال در جواز اجتماع

مرحوم آخوند در جواب این اشکال می فرمایند: مسأله این طور نیست. اینجا را با مسألۀ اجتماع امر و نهی مقایسه نکنید. حسابی در آنجا هست که آن حساب را نمی شود اینجا باز کرد و بین مانحن فیه و آنجا مغایرت تحقق دارد. ایشان می فرماید: در آنجا آنهایی که قائل به جواز اجتماع هستند که تصادفا خود مرحوم آخوند هم اجتماعی نیستند، اما آنهایی که قائل به جواز اجتماع هستند، همان طوری که بیان کردم، می گویند دو عنوان وجود دارد، دو تا طبیعت تحقق دارد. این عنوانها هر کدام موضوعیت دارد. و به اصطلاح علمی حیث آنها، حیث تقییدی است، یعنی وقتی که مولا می گوید: «أَقِیمُوا الصَّلاهَ» این«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» واسطۀ در این نیست که این وجوب روی یک شیء دیگری پیاده شود. خود عنوان صلاه موضوعیت دارد، خود عنوان صلاه تمام الموضوع عنوان صلاه مرکز حکم است. دیگر حکم از عنوان صلاه جای دیگری نمی رود و عنوان صلاه واسطه نیست که حکم از این عنوان روی شیء دیگر برود. لذا می بینیم در«أَقِیمُوا الصَّلاهَ» صلاه عنوان له موضوعیه و حیثته حیثیه تقییدیه. در باب غصبش هم همین طور است. وقتی که مولا می گوید: «لاتغصب» مرکز تحریم نفس عنوان غصب است، موضوع حرمت نفس عنوان غصب است. و حیثیت غصب در رابطۀ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه