سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 471

صفحه 471

به بناء مسجد، بین این دو هیچ فرقی وجود ندارد. او که اجزاء مسجد حتّی کمیّتش را هم در ذهنش است و این از اجزاء مسجد چه بسا غافل است و قطعا اگر کیفیتش هم در ذهنش باشد، از نظر کمیّت مسأله ای در ذهنش نیست، او چه می داند که مسجد ساختن، چقدر آجر لازم دارد و از این قبیل. پس از اینجا پی می بریم که این مرکب با این که مرکب صناعی است و یک عنوانی بیش نیست و واقعیتش همان مواد و آن هیئتی است که در خارج تحقق پیدا می کند، معذلک در تعلّق ارادۀ کامله به عنوان بناء مسجد، هیچ گونه ضرورتی ندارد که مقدّمات حتی در ذهنش حضور پیدا کرده باشد، آنچه که بالفعل وجود دارد ارادۀ متعلقۀ به بناء مسجد است. بعد می خواهد این مراد را در خارج محقق کند. می آید سراغ مثلا مهندس، می گوید: ما تصمیم داریم مسجدی بسازیم، می گوید مانعی ندارد، اول مثلا زمینی را تهیه کنید؛ اینجا این تصمیم می گیرد به این که زمینی را خریداری کند، که زمین جزئی است از اجزاء مسجد. اینجا وقتی که به او گفته می شود که اولین مقدمه عبارت از تهیّۀ زمین و خرید زمین است، وجدانا مسأله چه طوری است؟ آیا وجدانا مسأله این است که قبلا خریدن زمین را تصوّر می کند، فائده اش را هم تصدیق می کند که در حقیقت فائدۀ غیریه است. تمکن پیدا می کند با خریدن زمین از بناء مسجد. به دنبال تصدیق به فائده مراحل دیگر تحقق پیدا می کند و ثم یرید این که زمین خریداری کند. آیا این اراده ای که متعلق می شود به خریدن زمین، این همان ارادۀ متعلقۀ به بناء مسجد است؟ یا این«اراده اخری له مباد آخر».

مسألۀ ترشح که حتی در مقدمات خارجیه ذکر کردند، گفتند: از«ارادۀ متعلقۀ بکون علی السطح یترشح منه اراده متعلقه بنصب سلّم»، ما روز اول این ترشح را معنا کردیم، گفتیم معنای یترشح این نیست که نصب سلّم اراده اش دیگر مبادی لازم ندارد، تا شما اراده تان متعلق به ذی المقدمه شد، دیگر بدون مبادی و بدون خصوصیاتی که قبل از تحقق اراده معتبر است، یک ارادۀ قهریه متعلق به نصب سلم متولد می شود، گفتیم مسأله اینطور نیست. از تعبیر به ترشح نباید کسی این معنا را استفاده کند. و اگر مراد قائلش هم همین معنا باشد این یک امر غیرصحیحی است. اراده بدون مبادی امکان ندارد.

می خواهد این اراده متعلق به ذی المقدمه باشد، یا متعلق به مقدمه. همین طور که در مقدمات خارجیه، این مسأله را ذکر کردیم، در رابطۀ با اراده ای که متعلق به تهیۀ زمین برای بناء مسجد می شود، آن هم همین طور است. اگر شما هم تعبیر به ترشّح کنید، معنای آن تسبّب و سببیّت و مسبّبیّت نیست، معنایش این است که این هم خودش مبادی دارد، منتها ارتباطش با آن ارادۀ اوّل، در رابطۀ با تصدیق به فائده است، که آن ارادۀ متعلق به مسجد به عنوان غرض اصلی مطرح است. اما این به عنوان تمکن از بناء مسجد و امکان رسیدن به آن ذی المقدمه مطرح است. پس ما نمی توانیم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه