سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 472

صفحه 472

اینجایی که اراده ای از این به تهیه زمین تعلق می گیرد، بگوییم: یک ارادۀ قهریه است، یک ارادۀ بدون مبادی است. نمی توانیم بگوییم: این همان ارادۀ متعلقۀ به بناء مسجد است.

آیا ارادۀ متعلقۀ به بناء مسجد، با ارادۀ متعلقۀ به تهیّۀ زمین، اراده واحده ام لا؟ اگر مراد متعدد شد، اراده هم تعدد دارد. چه دلیلی بر تعدد مراد دارید؟ دلیلش این است که وقتی که ارادۀ شما به بناء مسجد متعلق شد، بناء المسجد در ذهن شما حضور پیدا کرد؛ اما تهیّه زمین در ذهن شما نیامد، تصوّر که اولین مبدأ اراده است، که بنام وجود ذهنی و التفات نفس مطرح است، این اصلا در ذهن شما نیامد. چیزی که در ذهن شما نیامده و بعدا در ذهنتان آمد پس از مراجعۀ مثلا به مهندس، اراده به آن متعلق شد، آیا وجدانا این دو اراده یک اراده است؟ مراد از این دو شیء یک شیء است؟ اگر یک شیء است، پس چرا اوّلی ملتفت الیه بود و دومی مغفول عنه؛ یک شیء که نمی شود هم ملتفت الیه باشد و هم مغفول عنه باشد. پس لامحاله باید دو شیء باشد، دو شیء هم باید دو اراده داشته باشد.

ارتباط تعدد اراده و مراد

در فلسفه هم خواندید که تشخّص اراده به مراد است؛ شما اگر ده چیز هم پشت سر هم قطار کنید و عطف کنید. مثل این که الان برای فرداتان برنامه تنظیم می کنید، ساعت اول فلان درس شرکت کنید، ساعت دوم به ملاقات زید بروید، ساعت فلان به سفر بروید، این برنامه را شما الان تنظیم کردید، آیا یک اراده به همۀ اینها متعلق است؟ یا هر کدامشان ارادۀ مستقل به آن متعلق می شود؟ نمی توانید بگویید: من یک اراده دارم، اما مرادم، هم درس خواندن است و هم به دیدار زید رفتن و هم مسافرت کردن. وقتی مراد تعدد پیدا کرد اراده، هم لامحاله باید تعدد پیدا کند. منتها این نفس انسانی چون واقعا یکی از مظاهر بزرگ خلاّقیت خالق و باریتعالی است، این قدر این معانی با سرعت در نفس انسانی مراحل خودش را طی می کند، که چه بسا انسان از تعدد و تکثّر آن غفلت پیدا می کند؛ خیال می کند که اگر یک برنامۀ پنج ماده ای برای خودش تنظیم کرد، ارادۀ واحد متعلق به این پنج چیز شده است. در حالی که به حسب واقع پنج تا اراده در کار است، یعنی اینها جداجدا تصور شده و به فائدۀ آن تصدیق شده، عزم و جزم و اشتیاق و اراده به آنها تعلق گرفته است.

وجدانا نمی توانیم این معنا را منکر شویم، این شخصی که اراده اش اوّلا متعلق شد به«بناء المسجد فی حال کونه غافل عن الموادّ و الاجزاء» نمی توانیم بگوییم این اراده اش ناقص است، نه، این ارادۀ کامله ای به بناء مسجد دارد؛ بعد که برای تهیۀ اجزاء مراجعه می کند، هر کدام از اینها هم یک ارادۀ مستقّله ای با مبادی خودش در رابطۀ با آن مطرح است؛ برای تهیۀ زمین یک اراده دارد، برای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه