سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 491

صفحه 491

اصلا«یعد فعلا للفاعل»، در مسألۀ نار و«القاء فی النار»، آن که فعل برای انسان مرید است چیزی است که عمل خود اوست، عمل او القاء فی النار است. امّا سوزاندن، این«لیس عملا للفاعل»، این عمل نار است که خداوند به مقتضای طبع، این معنی را در نار ایجاد کرده است و گاهی هم با امر جلوی این معنی را می گیرد و نار هم نمی تواند تأثیر در احراق کند. وقتی که در ارادۀ فاعلی اینطور شد، می گوید: در ارادۀ آمری هم همین طور است. اگر مولا دستور داد، گفت: «احرق هذه الکتب الضاله» این کتابهای گمراه و گم راه کننده را شما بسوزان، ولو اینکه به حسب ظاهر مأموربه احراق است، امّا چون احراق معلول«القاء فی النار» است، آن هم با تمامیّت سایر اجزاء علّت تامّه، در حقیقت معنی«احرق هذا الکتب» یعنی«الق هذه الکتب فی النار». برای اینکه مأموربه باید فعل مکلّف باشد، مقدور مکلّف باشد. و آن چیزی که فعل مکلّف است و مقدور مکلّف است، ایجاد علّت تامّه است. امّا معلول که عبارت از احراق است«لا یکون فعلا للمکلّف، بل هو فعل للنار و خارج عن دایره قدره المکلّف». لذا می گوید: ما علّت تامّه را باید از نزاع در باب مقدّمۀ واجب خارج کنیم.

اشکالات در خروج علت تامه از مقدمۀ واجب

این حرف چندتا اشکال دارد: اولین اشکال این است که بر فرض که ما همۀ این حرفها را بپذیریم، نتیجه ای که از این حرفها گرفته می شود، چیست؟ آیا نتیجه تفصیل در باب مقدّمۀ خارجیه است؟ در باب مقدمۀ خارجیه شما دارید تفصیل می دهید. معنای تفصیل این است که در هر دو طرف عنوان مقدمیّت محفوظ است، لکن در عین اینکه هر دو اشتراک در عنوان مقدمیّت دارند، یکی از آنها داخل در محل بحث است و یکی خارج از محل بحث. مثل تفصیلی که مرحوم آخوند(ره) بین مقدّمات داخلیه و مقدّمات خارجیه قائل بودند، یعنی وقتی که از مرحوم آخوند(ره) سؤال می شد، ایشان جواب می دادند، هم مقدّمات داخلیه عنوان مقدمیّت دارند، هم این مقدّمات خارجیه عنوان مقدمیّت دارند. لکن مقدّمات داخلیه بخاطر اینکه اجتماع مثلین لازم می آید داخل در بحث مقدّمۀ واجب نیستند. امّا مقدّمات خارجیه چون این محذور در آنها نیست، آنها داخل در محل نزاع هستند.

پس معنای تفصیل این است که عنوان مقدمیّت در هر دو طرف تفصیل مسلم باشد، لکن یک طرف مقدّمۀ خارج از محل بحث، طرف دیگر مقدّمه داخل در محل بحث. آیا این تفصیلی که شما در مقدّمات خارجیه می گویید، به این کیفیت است؟ یا نتیجۀ تقریب شما این است که علّت تامّه اصلا مقدمیّت ندارد، علّت تامّه خودش مأموربه است، خودش ذی المقدّمۀ است. حتی اگر مولا تعبیر به «احرق» هم کند، شما می گویید: باطن این«احرق مولی» یعنی«القه فی النار». پس علّت تامّه خودش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه