سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 501

صفحه 501

لذا مرحوم آخوند هم در این قسمت عبارت ایشان را حمل بر همین فرض باید بکنیم و بگوییم:

شرطیّت شرعیه یک امر اعتباری مجعول شارع است، نه اینکه یک واقعیّتی باشد که شارع کشف از آن واقعیّت کرده باشد. امّا روی همین فرض اعتباری اساس مقدمیّت و آنچه رکن در باب مقدمیّت است، که عبارت از عدم تحقق ذی المقدمه بدون مقدمه است، آن رکن را عقل حکم می کند، حتّی در مقدّمات شرعیه. لذا روی این مبنا هم باز باید مقدمات شرعیه را ما ارجاع به مقدمات عقلیه دهیم.

اشکال به عقلی بودن عدم تحقق صلاه بدون طهارت و جواب آن

منتها اینجا یک شبهه ای است. و یک نکته ای به عنوان مکمّل باید به کلام مرحوم آخوند اضافه شود و آن نکته عبارت از این است که اگر کسی در ذهنش خلجان کند و به صورت«ان قلت» این سؤال را مطرح کند، بگوید: ما حرف آخوند را می پذیریم در آنجائی که تعبیر شارع در رابطۀ با شرط شرعی به این نحو تعبیرات باشد که بگوید: «یشترط فی الصلاه الطهاره» یا بگوید: «اعتبرت الطهاره شرطا للصّلاه»، یا بگوید: «جعلت الطهاره شرط للصلاه». امّا اگر شارع اینطور تعبیر کرد که در روایات هم اتفاقا این تعبیر را داریم، شارع گفت: «لا صلاه الاّ بطهور»، در حقیقت همان معنای دوم در این عبارت به حسب ظاهر مطرح شده است، فرموده: «لا صلاه، یعنی لا تتحقق الصلاه الاّ بوجود الطهور» پس همان نکتۀ دوم و مطلب دوم را شارع بیان می کند. چرا شما گفتید: عقل در این رابطه نظر دارد؟ به عقل چه ارتباطی دارد؟ خود شارع مستقیما دارد می گوید: «لا صلاه الاّ بطهور» و آن رکن در باب مقدمیّت را شارع به«لا صلاه الاّ طهور» بیان می کند. پس چرا شما می گویید: عقل دخالت دارد؟ به عقل چه ارتباطی دارد؟ آن حقیقت مقدمیّت و اساس مقدمیّت را شارع به کلمۀ«لا صلاه الاّ بطهور» دارد بیان می کند. پس چرا می گویید: این مسألۀ، مسألۀ عقلیه است؟

ممکن است این سؤال در ذهن ما خلجان پیدا کند، ولی جوابش این است که در این«لا صلاه الاّ بطهور» واقعش این است که شارع به این«لا صلاه الاّ بطهور» می خواهد همان اعتبار طهارت را بیان کند، یعنی همان امر اوّل در باب مقدمه را بیان کند. «لا صلاه الاّ بطهور» می خواهد بگوید که«یشترط فی الصلاه الطهاره، یعتبر فی الصلاه الطهاره»، منتها این بیان ابلغ از آن بیان است.

به عبارت روشن تر: در«لا صلاه الاّ بطهور» اصلا شارع کاری به آن حکم عقل ندارد، منتها از طریق«لا صلاه الاّ بطهور» می خواهد ما را راهنمائی به صغرای مسأله کند و آن این است که بدان! من طهارت را شرط برای نماز اعتبار کردم، طهارت را جعل کردم«شرطا للصلاه»، که اصلا به طور تعبیر کنائی می خواهد آن مطلب را بیان کند، منتها در قالب این عبارت و در قالب این تعبیر مطلب را بیان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه