سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 506

صفحه 506

حکم به ملازمه می کند؟ حکم به ملازمه بنابر اینکه درست باشد روی ملاک توقّف است، روی ملاک استحالۀ وجود ذی المقدمه است بدون مقدمه امّا آنجائی که استحاله ای در کار نیست، حتّی خود عرف هم مسألۀ استحاله را مطرح نمی کند، اینجا هم ممکن است کسی توهّم کند که بین «وجوب کون علی السطح» یک متری و وجوب نصب سلّمی که فقط عادت بر این جاری شده است که از طریق نصب سلّم حتّی این ارتفاع یک متری را بالا بروند، بگوییم: ملازمه در کار است. پس روی این احتمال از نظر تصویر مقدّمیّت و اینکه یک معنایی در مقابل مقدّمۀ عقلیه مطرح است از نظر تصویر مانعی ندارد، امّا تصویر بدردنخور است، تصویری است که در بحث مقدّمۀ واجب نمی تواند نقش داشته باشد و قائل به ملازمه در چنین موردی بلااشکال حکم به ملازمه و وجوب مقدّمه نمی کند. این یک احتمال در معنای مقدّمۀ عادی.

احتمال دوم در مقدمۀ عادیه

احتمال دوّم این است که معنای مقدّمۀ عادی چیز دیگری باشد که بگوییم: وقتی مسأله را پیش عقل می بریم، عقل روی آن ملاکاتی که در دست خودش هست و روی آن مبنایی که در باب استحاله قائل است - که تمام مبنای عقل در باب استحاله روی مسألۀ ارتفاع نقیضین و اجتماع نقیضین دور می زند و حتّی مسألۀ اجتماع ضدّین هم برگشت به اجتماع نقیضین و ارتفاع نقیضین می کند. ملاک و محور استحاله، استحالۀ ذاتی از نظر عقل مسألۀ اجتماع نقیضین و ارتفاع نقیضین است - ما وقتی که به عقل مراجعه کنیم، بگوییم: «ایّها العقل!» به نظر شما اگر این ذی المقدمه بخواهد بدون این مقدّمۀ عادی(به این معنای دوّمی که عرض می کنیم) تحقق پیدا کند شما هیچ استحالۀ ذاتی در آن می بینید؟ هیچ مسألۀ اجتماع نقیضین و ارتفاع نقیضین در آن می بینید؟ می گوید: نه. مثل همین مثالی که زدیم، منتها در رابطۀ با ارتفاع صد متری حساب کنیم. به عقل می گوییم: «ایها العقل!» این ارتفاع صد متری را بالا رفتن بدون مسألۀ نصب سلّم و بدون مسألۀ پله و پلّکان به نظر شما استحالۀ ذاتی و عقلی دارد؟ می گوید: نه. می پرسیم چرا؟ می گوید: ممکن است از راه طیران پیدا شود. انسانی مثل یک پرنده حالت طیرانی داشته باشد. اگر یک انسان حالت طیران داشته باشد دیگر مستلزم یک امر محالی نیست، این مستلزم اجتماع نقیضین و ارتفاع نقیضین نیست. به عبارت اصطلاحی: از نظر استحاله و امکان ذاتی، طیران برای انسان امکان دارد، ذاتا مستحیل نیست، برای اینکه اگر ذاتا بخواهد مستحیل باشد باید به مسألۀ اجتماع نقیضین و ارتفاع نقیضین برگردد. طیران یک انسان کجا به مسألۀ اجتماع نقیضین و ارتفاع نقیضین ارتباط دارد؟ امّا در عین حال امتناع وقوعی دارد، امتناع عادی دارد، یعنی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه