سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 521

صفحه 521

نمی تواند در آن ایراد کند، اگر ما مسألۀ زمان را ملاحظه کنیم بین علت و معلول تقارن زمانی تحقق دارد. از نظر زمان تقدّم و تأخّری مطرح نیست بلکه تقارن تحقق دارد.

تقارن زمانی بین علت و معلول

لکن راجع به این تقارن باید به یک نکته توجه کنیم و آن معنای تقارن است؟ معنای تقارن این است که این معلولی که وجود نداشته است، در آن زمانی که معلول وجود پیدا می کند، علت هم در همان زمان و به تعبیر روز همزمان حادث شده باشد، علت هم همانطوری که معلول مسبوق به عدم است و تا لحظۀ تحقق معلول، معلول تحققی نداشته و بلکه عدم مضافا الی المعلول در کار بوده است. آیا مسألۀ تقارن زمانی علت و معلول این است؟ این خصوصیت در علت هم باید وجود داشته باشد؟ یعنی علت هم همزمان با معلول از عدم متبدل به وجود شده باشد؟ این است معنای تقارن زمانی یا اینکه معنای تقارن زمانی بین علت و معلول عبارت از این است که در آن حال وجود معلول، علت باید متلبس به وجود باشد، اما چه موقع حادث شده باشد و چه موقع علت تحقق پیدا کرده باشد، هر زمانی که می خواهد تحقق پیدا کرده باشد. چون این علتی که ما در ادامۀ این بحث اشاره به آن می کنیم، مقصود از این علت، مجموعۀ اجزاء علت تامه نیست، بلکه«کل ما هو دخیل فی العلیه»، مقتضی و شرط علت به این معناست. عدم المانع علت به این معناست.

به عبارت روشن تر: اینکه می گوییم: بین علت و معلول تقارن زمانی باید تحقق داشته باشد، اینطور نیست که در مقابل معلول مجموع اجزاء علت را حساب کنیم که مجموع اجزاء العله همان علت تامه است و علت تامه مرکب و متشکل از مقتضی و شرط و عدم المانع است بلکه می خواهیم این مسألۀ تقارن زمانی با معلول را در هر جزئی از اجزاء علت مطرح کنیم. وقتی که یک چنین معنایی پیش آمد، شما می گویید: علت تقارن زمانی با معلول دارد. معنایش این است که در حال حدوث معلول و وجود معلول علت باید وجود داشته باشد که ما با این عبارت دو فرض را باید خارج کنیم.

یک فرض آنجایی است که در حال وجود معلول اصلا علت وجود نداشته باشد و بعدا هم وجود پیدا نکرده است و بعدا هم حادث نشده است. اصلا معلول بخواهد تحقق پیدا کند«من دون ان یکون» قبل از او علتی وجود پیدا کرده باشد، این را می خواهیم خارج کنیم. و همین طور یک فرض دیگری را می خواهیم خارج کنیم و آن اینجاست که اگر قبلا علت وجود پیدا کرده است، لکن بعد «صار معدوما»، در حالی که معلول می خواهد وجود پیدا کند اثری از علت پیدا وجود ندارد. قبلا علت وجود پیدا کرده است و بعد منعدم شده است. دیگر از لباس وجود بیرون آمده است. در حالی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه