سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 542

صفحه 542

فوائدش برسد و آن فائده را تصدیق کند. و چه بسا در یک شیئی به حسب واقع سر تا پا ضرر و مفسده باشد، لکن این فاعل مختار و مرید خیال کرده و معتقد شده است که این مشتمل بر منفعت است، مشتمل بر فائده است. آن که نقش دارد و به عنوان یکی از مقدمات اراده مطرح است وجود واقعی مصلحت نیست، وجود واقعی تصدیق به فائده است. تصدیق، یعنی اعتقاد این شخص«بانّ هذا شیء له فائده»، حالا یک وقت هم به حسب واقع فائده ندارد. یک وقت هم شیئی فائده دارد، اما این نتوانسته اعتقاد به فائدۀ آن پیدا کند. گاهی انسان به دست خودش با اراده خودش یک کارهایی را انجام می دهد که به حسب واقع به ضرر انسان است، اما انسان در حال انجام، خیال می کرده که مشتمل بر فائده است، تصدیق به فائدۀ این شیء را داشته است. پس در این مرحله که یک مرحلۀ مهمی است در رابطۀ با مبادی اراده، نگفته اند که یکی از مبادی اراده، وجود الفائده است، بلکه تصدیق به فائده است. آیا تصدیق به فائده مربوط به خارج است یا مربوط به نفس انسان است کما اینکه آن مرحلۀ اول که تصور است آن هم ارتباط به نفس انسان دارد؟ اینها مراحلی است که در صحنۀ نفس و صفحۀ نفس تحقق پیدا می کند. درست است که آن فائده ای را که شما تصدیق به آن فائده می کنید، آن فائده بر وجود خارجی مترتب است. اما فائده ای که بر وجود خارجی مترتب است، تصدیق به آن فائده در مبدأ اراده نقش دارد و اثر دارد، تصدیق هم مربوط به نفس انسان است، مربوط به مسائل نفسی تصدیق و تصور هر دو علم است، علم هم مربوط به نفس است. «العلم ان کان اذعانا بالنسبه فتصدیق و الاّ فتصور»، تصور و تصدیق هر دو مربوط به علم است، علم مربوط به نفس انسانی است تا مراحل بعدی که مرحلۀ عزم و جزم و اشتیاق و اراده، این مراحل مربوط به نفس انسان است.

خلاّقیّت نفس نسبت به اراده

در باب اراده یک مطلبی را مرحوم آخوند در جاهای دیگر ذکر کرده اند که آن مطلب درست نیست، لکن در این جوابی که اینجا می خواهند ذکر بفرمایند نقشی ندارد و الاّ واقعیت در باب اراده این بود که ما مکرر عرض کردیم، که اراده یک چیزی است که وجود پیدا می کند و وجود آن هم به خلاّقیت نفس انسانی است، یعنی خداوند تبارک و تعالی یک پرتوی از خلاّقیت را به نفس انسانی عنایت کرده است، که عبارت از اراده است. این خودش مسألۀ خلاّقیت است. کما اینکه در اصل وجود ذهنی هم مسأله اینطور است. مگر وجود ذهنی علت موجده نمی خواهد؟ آیا علت موجده تنها مربوط به وجود خارجی است یا اینکه وجود ذهنی هم علت موجده لازم دارد؟ وجود ذهنی بعد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه