سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 562

صفحه 562

که«المجاوره مؤثّره فی الاحراق» آن که مؤثّر در احراق است، مناسب با احراق است، مسألۀ نار است.

منتها بین مؤثّر و متأثّر یک چیزی باید وجود داشته باشد که این دو را به هم مرتبط کند و کانّ بین اینها یک آشتی دهد و الاّ مجاورت که تحقق پیدا کرد، ما نمی توانیم بنشینیم حساب کنیم، اجمالا بگوییم:

حالا اگر نار نباشد، احراق نیست و اگر مجاورت هم نباشد، احراق نیست. پس نسبت نار و مجاورت به احراق، یک نسبت واحده است شاهدش هم این است که هرکدام اگر نباشند احراق تحقق پیدا نمی کند.

لکن مسأله این نیست، مسأله را در جانب وجود بررسی کنید و الاّ در جانب عدم با انتفاء یکی از اجزاء علت، معلول درست است منتفی می شود، اگر علت سبب باشد با انتفاءش معلول منتفی است، شرط هم باشد با انتفاءش معلول منتفی است، مانع هم باشد با وجودش معلول منتفی است. اما این معنایش این نیست که نحوۀ ارتباط همۀ اینها با معلول، یک نوع ارتباط است، یعنی وقتی که اجزاء علت تحقق پیدا کرد، نار وجود پیدا کرد«مجاوره الجسم» تحقق پیدا کرد، رطوبت هم در کار نبود، بگوییم: پس حالا وجود احراق نسبتش به هر یکی از اینها عین نسبت به دیگری است بلکه این نسبتها متغایر است و ارتباطها به حسب واقع و حتّی به حسب تعبیرات ارتکازی خودمان فرق می کند. وقتی که مجاورت وجود پیدا کرد، ما نمی گوییم: دو چیز مؤثّر در احراق بود: یکی عبارت از نار، دیگری عبارت از مجاورت که نحوۀ تأثیر مجاورت در احراق، نحوۀ تأثیر نار در احراق باشد.

این یک مطلبی است که ارتکازا خودمان متوجه هستیم. پس اگر ما نار را سبب می دانیم و مجاورت را شرط می دانیم و رطوبت را مانع می دانیم، البته در مانعیت رطوبت بعضی خواسته اند بگویند: عدم المانع جزء شرائط است، ولی«عدم لیس بشیء حتی یکون شرطا». اگر بخواهیم از عدم المانع تعبیر به شرط بکنیم، این مسامحه است، عدم چه عدم مطلق باشد و چه عدم مضاف باشد، «لیس له حض من الوجود اصلا» و اینکه در بعضی از کلمات حتّی از محققین دیده می شود که بین عدم مضاف و عدم مطلق فرق قائل هستند و برای عدم مضاف یک بهره ای از وجود و یک حضّی از وجود قائل هستند، خلاف تحقیق و واقعیت است. عدم معنا ندارد حضّی از وجود داشته باشد، می خواهد عدم مطلق باشد، یا عدم مضاف باشد. لذا ما حتّی نمی توانیم مانعیت رطوبت را به عنوان شرطیت و عدم رطوبت بگیریم، ولو اینکه در کلام محقق عراقی که در اول بحث ذکر می کردیم، ایشان بر این دو مسألۀ مجاورت و عدم رطوبت اطلاق شرط کرده بودند، ولی این مسامحه است. عدم نمی تواند عنوان شرطیت را حتّی به همین مقدار نقش داشته باشد. لذا ما مسأله را باید در جانب وجود رطوبت مطرح کنیم. در جانب وجود رطوبت که مطرح می شود، عنوانش عنوان مانعیت است. پس سببیت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه