سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 580

صفحه 580

با این تقدّم و تأخّر چطور جمع کنیم؟ به عبارت روشن تر: کانّ یک مسأله وجدانی بدیهی اینجا وجود دارد، «و هو تقدّم یوم الاثنین علی یوم الثلثا» و تأخّر روز سه شنبه از روز دوشنبه، آیا این مطلب وجدانی قابل انکار است؟ اگر کسی انکار کرد، باید تقارن را مثلا مطرح کند؟ و تقارن با تدریجیّت نمی سازد. این یک مسأله وجدانی است.

متضایف بودن تقدّم و تأخّر

از آن طرف می بینیم تقدّم و تأخّر متضایفان است، عنوان تقدّم و عنوان تأخّر دو عنوان متضایف است مثل عنوان ابوّت و بنوّت، همان طوری که در عنوان ابوّت و بنوّت نمی توانیم یکی از این دو را بدون دیگری تثبیت کنیم، نمی توانیم بگوییم: ابوّت تحقّق دارد و بنوّت تحقق ندارد و بلکه لازمۀ تضایف، تقارن عنوانین است، این دو عنوان حتی بینشان تقدّم و تأخّر نیست، «اتصاف الاب بکونه ابا» حتی تقدّم رتبی هم ندارد بر«اتصاف الابن بکونه ابنا» این دو اتصاف«فی رتبه واحده، فی زمان واحد کما هو شأن التضایف»، تضایف یک چنین اقتضایی دارد. تضایف یک چنین لازمی دارد که در اتصاف به احد متضایفین، هیچ یک از دو طرف، تقدمی بر دیگری ندارد، ولو تقدّم رتبی هم در کار نیست در مسألۀ متضایفین تا بخواهید بگویید: «زید اب»، در همان رتبه باید بگویید«عمرو اب» و لا یعقل که زید اب، تقدّم زمانی بر عمرو ابن داشته باشد و حتی لا یعقل که تقدّم رتبی داشته باشد. اینها فی زمن واحد و فی رتبه واحده هستند.

پس یک مسأله، مسألۀ تضایف است، تضایف اقتضا می کند که اتصافین فی زمن واحد و فی رتبه واحده باشد. و مسألۀ تقدّم و تأخّر، یکی از مصادیق تضایف است، یکی از مصادیق متضایفین است.

اگر گفتید: این شیء بر آن شیء تقدّم دارد، در همین زمان و در همین رتبه باید بگویید: شیء دوم هم از شیء اول تأخّر دارد. اینطور نیست آنکه اتصاف به عنوان تقدّم پیدا می کند، در این اتصاف تقدّم داشته باشد بر آن که اتصاف به عنوان تأخّر پیدا می کند. تأخّر و تقدّم فی زمان واحد فرض کنید مثل امام و مأموم است. امامت و مأمومیت متضایفان هستند. اینطور نیست که«اتصاف الامام بالامامه قبل اتصاف المأموم بالمأمومیه» باشد. با اینکه مأموم، مأموم است، پشت سر امام است لکن اتصاف ها در عرض واحد و در رتبۀ واحده تحقق دارد. پس یک مسأله مسألۀ تضایف است.

مسأله دیگر قاعدۀ فرعیت است که آن قاعدۀ فرعیت را چندبار اشاره کردیم که«ثبوت شیء لشیء فرع ثبوت المثبت له» اگر قیام را بخواهید برای زید ثابت کنید، فرع این است که زید ثبوت داشته باشد و وجود داشته باشد. بین قضیۀ موجبه و قضیۀ سالبۀ محصله، همین فرق وجود دارد،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه