سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 73

صفحه 73

معنای حرفی است که مفاد هیئت«ضربت» است. تقیید یوم الجمعه، حتما در رابطۀ با این معنای حرفی و در رابطۀ با این مفاد هیئت است. پس چطور شد شما اینجا که می رسید در«ضربت زیدا یوم الجمعه»، قید یوم الجمعه را در رابطۀ با مفاد هیئت«ضربت» می دانید، از طرفی هم هیئت«ضربت» معنای حرفی دارد؟ چطور آنجا تقیید امکان پذیر شد؟ اما وقتی مسألۀ تکرار در ما نحن فیه مطرح می شود اینجا می فرمایید: مسألۀ تقیید هیئت غیرممکن است. «ما الفرق بین» این دوتا؟

جوابی که ایشان از این توهّم ذکر می فرمایند، این است که در«ضربت زیدا یوم الجمعه» دو لحاظ به این هیئت به مناسبت اصلش و به مناسبت قیدش تعلّق می گیرد. وقتی که شما می گویید:

«ضربت» اینجا هیئت«لم یلحظ الاّ تبعا، لم یلحظ استقلالا». در رابطۀ با ایراد و گفتن«ضربت»، هیئت، همان لحاظ آلی و غیر استقلالی را دارد، اما از این مرحله که می گذرید، این کلمه تمام می شود، به دنبالش«زیدا» هم می آورید. حالا می خواهید بیایید سراغ«یوم الجمعه»؛ اینجا برمی گردید همان هیئتی را که قبلا در گفتن«ضربت» به نحو غیر استقلالی ملاحظه شده، برای تقیید به یوم الجمعه استقلالا ملاحظه می کنید و این مانعی ندارد چون دو مرحله است: یک مرحله گفتن ضربت به عنوان اول کلام است، یک مرحله تقیید این هیئت به یوم الجمعه در آخر کلام است. در«ضربت» ی اول کلام «لم یلحظ الهیئه الاّ تبعا» و در یوم الجمعۀ آخر کلام همین مفاد هیئت را مجددا استقلالا ملاحظه می کنید و مقیّدش می کنید به یوم الجمعه. اما در ما نحن فیه مسأله اینطور نیست. شما یک صیغه بیشتر ندارید به نام هیئت«افعل»، دو جمله و دو کلمه وجود ندارد، یک کلمه است، مرکّب از ماده و هیئت، ماده اش خارج، یک هیئت باقی می ماند. این یک هیئت که«لها معنی حرفی» که غیر از این هم چیزی دیگری وجود ندارد، این چطور می شود در آن واحد هم استقلالا ملاحظه بشود، هم تبعا ملاحظه بشود؟ این چطور تعقّل پیدا می کند؟ برخلاف«ضربت زیدا یوم الجمعه» آنجا تقیید به هیئت می خورد، اما به لحاظ تعدّد کلام، تعدّد کلمه، مانعی ندارد که دو لحاظ مطرح باشد یکی آلی و یکی استقلالی. اما در ما نحن فیه نمی توانیم این معنا را تصوّر کنیم، برای اینکه«لیس لنا الاّ هیئه فقط» این هیئت فقط که دارای معنای حرفی است چطور می شود که هم لحاظ تبعی در همینجا تعلّق بگیرد به او به لحاظ معنای حرفی اش و هم به لحاظ تقیید به تکرار، با اینکه کلمۀ تکرار در کلام ذکر نشده؟ همینجا اگر بگوید: «ادخل السوق مکرّرا» مانعی نداشت که بگوییم: استعمال هیئت در«ادخل السوق» به لحاظ معنای حرفی هیچ مانعی ندارد، وقتی که ما به کلمۀ مکرّرا می رسیم یک لحاظ استقلالی ثانوی نسبت به هیئت داشته باشیم. اما فرض این است که ما کلمۀ مکرّرا در عبارت نداریم، در عبارت آن چه وجود دارد، ما هستیم و هیئت«افعل» فقط، ماده اش هم که خارج از این بحث است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه