سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 4 صفحه 83

صفحه 83

گذاشته می شود، جواب از صاحب فصول خواهد بود، یعنی ثابت می کند که هردو مسأله، استقلال دارد، یعنی هرقائلی در آن مسأله می تواند هریک از سه قول در این مسأله را انتخاب بکند، روی آن ضابطه ای که برای استقلال دو مسأله عرض کردیم. آن توضیحی که در رابطۀ با آن مسأله می دهند این است که آنهایی که در آن مسأله عقیده شان این است که اوامر به طبایع متعلّق است، مقصود از تعلّق اوامر به طبایع این نیست که نفس الماهیه متعلّق امر واقع می شود و به تعبیر ایشان که مفاد امر را عبارت از طلب می دانند، می فرمایند: اینطور نیست که طلب به خود ماهیت متعلّق بشود، بلکه اصلا نمی شود طلب به ماهیت متعلّق بشود، برای اینکه فلاسفه اینطور به ما گفته اند که«الماهیه من حیث هی هی لیست الاّ هی». ماهیت در مقام ذات، جز خودش چیزی نیست. و بعد تصریح می کنند«لا مطلوبه و لا غیر مطلوبه» نه این عنوان مطلوبیت در مرحلۀ ذات مطرح است و نه عنوان غیر مطلوبیت. در جای دیگر مرحوم آخوند اضافه می کنند که نه تنها مطلوبیت و غیرمطلوبیت خصوصیتی ندارد، بلکه تمامی این عناوین متضاد و متناقض، در رابطۀ با ذات ماهیت چنین است.

یعنی همان طوری که می گوییم: «فی عالم الذات لا مطلوب و لا غیر مطلوب» همین طور می گوییم:

«لا موجوده و لا معدومه»، همین طور می گوییم: «لا محبوبه و لا مبغوضه» در حقیقت در مرحلۀ ذات، متناقضین هردو مسلوب هستند، هردو کنار و بیرون هستند، نه طلب به طبیعت متعلّق است و نه عدم الطلب به طبیعت متعلّق است، نه وجود به طبیعت اضافه می شود و موجوده، وصف طبیعت واقع می شود و نه معدومه. پس در آن جا که بحث می کنیم اوامر به طبایع متعلّق می شود، شما مغرور این عبارت نشوید، جمود بر ظاهر این عبارت نکنید. ما نمی خواهیم بگوییم: امر به خود طبیعت متعلّق است، طلب به خود طبیعت متعلّق است، روی همین علتی که عرض کردیم که طبیعت فی مرحله الذات، نه مطلوب است نه غیر مطلوب، نه محبوب است و نه مبغوض، نه موجود است و نه غیرموجود. پس مقصود ما چیست؟

مقصود ما در آن بحث از تعلّق طلب به طبیعت، تعلّق طلب به وجود است، منتها فرق بین قول آنهایی که می گویند: به وجود متعلّق است و بین قول آنهایی که می گویند: به فرد متعلّق است، در این جهت است که ما زید را که مثلا ملاحظه می کنیم، یک وقت زید را«بما انّه وجود الانسان» ملاحظه می کنیم، در این مرحلۀ ملاحظۀ زید به عنوان وجود الانسان، خصوصیات فردیۀ زید از نظر اینکه «قامته کذا، وزنه کذا، ابوه کذا، ولادته فی زمان کذا و مکان کذا و قیافته کذا» این خصوصیات دیگر دخالتی در«وجود الانسان بما انه وجود الانسان» ندارد. اما اگر حساب را روی فرد باز کردیم، فرد عبارت از همان وجود است به ضمیمه خصوصیات فردیه، به ضمیمه ابعاد شخصیه، به ضمیمه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه