سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 140

صفحه 140

بیان محقق نائینی(ره) در استحالۀ تعلق اراده تشریعی بر امر استقبالی

در بخش دوم کلام که در حقیقت این بخش عین واجب معلّق است، ارادۀ تشریعیه همان بعث اعتباری و وجوبی است که در واجب تحقّق دارد. در این بخش ایشان در مورد استحاله این طور می فرمایند: ما خوب است ارادۀ تشریعیه را یک قدری معنا و بررسی کنیم، ببینیم ارادۀ تشریعیه معنایش چیست؟ می فرمایند: در شروع ارادۀ تشریعیه و موردش، مسأله این طور است که انسان گاهی می خواهد دیگری این مأموربه را انجام دهد و فعل از دیگری صادر شود. گاهی انسان اراده می کند خودش فعل را انجام دهد، این مورد ارادۀ تکوینیه است. اما در ارادۀ تشریعیه اراده تعلق می گیرد به این که مکلّف و عبد این مأموربه را انجام دهد و فعل از غیر صادر شود. نحوۀ صدور از غیر هم به صورت اختیاری و ارادی باشد. مولا می خواهد که عبد مأموربه را عن اراده انجام دهد، عن اختیار انجام دهد، یک فعل ارادی صادر از عبد می خواهد. مولا چطوری حساب می کند؟ می گوید:

اگر فعل از خود من می خواست صادر شود، راه تحقّق این فعل، عبارت از ارادۀ تکوینیه و باعثیت آن شوق مؤکّدی است که«المحرک للعضلات نحو المراد». اما اینجا چه طوری می شود؟ از یک طرف من مولا می خواهم فعل از عبد صادر شود و از طرف دیگر صدورش هم من العبد اختیاری باشد، نه این که«عبد جبرا و اکراها» این فعل را انجام دهد. پس صدور اختیاری فعل من العبد، این کانّ متعلق ارادۀ مولاست. مولا می بیند این معنا که نمی شود، من چطور می توانم اراده کنم صدور فعل اختیاری را من العبد؟ امر اختیاری زمام اختیارش به دست فاعلش است و فاعل هم عبارت از عبد است. من مولا اراده کنم صدور فعل اختیاری را از عبد، این یک معنای غیر معقولی است، در حقیقت فعل عبد تحت اختیار من مولا نیست، فاعلش عبد است، «و للعبد ان یفعل و یرید و ان لا یفعل و لا یرید» پس چطور می شود ارادۀ من مولا به صدور فعل اختیاری از عبد تعلق بگیرد؟ لذا وقتی که مولا کانّ با این مسأله برخورد می کند و با این مشکل مواجه می شود، می بیند راه حل این مشکل این است که مولا از راه تسبیب وارد شود. یعنی مولا برای عبد ایجاد داعی کند، ایجاد محرک کند، که آن داعی و محرک عبد را تحریک کند به این که خودش فعل را اختیارا انجام دهد. راه حل این مشکل این است که باید به تسبیب و ایجاب داعی و محرک مولا متوسل شود. حالا داعی و محرک عبارت از چیست؟ داعی و محرک عبارت از همان ایجاب است، عبارت از الزام و دستوری است که از ناحیۀ مولا صادر می شود و برحسب آن اصطلاحی که مکرر ذکر کردیم آن بعث اعتباری«صادر من ناحیه المولی» است، که مفاد هیأت افعل هم، همان بعث اعتباری بود که گفتیم: مقصود از بعث اعتباری، در مقابل بعث تکوینی و بعث خارجی است. مقصود از بعث تکوینی این است که مولا عملا دست عبد را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه