سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 141

صفحه 141

بگیرد و وادارش کند به این که مأموربه را در خارج انجام دهد. اما بعث اعتباری فقط در قالب الزام و ایجاب و دستور از ناحیۀ مولا تحقّق پیدا می کند. لذا مولا می بیند که چاره ای نیست جزء این که یک بعث اعتباری و الزامی در رابطۀ با این عبد تحقّق پیدا کند.

این بعث اعتباری یک جهتش ارتباط به مولا دارد و آن این است که صدور این بعث اعتباری من المولی، این صدور ارادی و اختیاری است و بین اراده و مرادش هم هیچ تخلّف و انفکاکی پیدا نشده، یعنی تا مولا اراده می کند صدور این عمل را«من العبد» در ارادۀ تکوینی، اراده، مولا را تحریک می کرد به این که مراد را خودش انجام دهد، فاصله ای بین مراد و اراده نبود، اما اینجا آن شوق مؤکّد مولا را تحریک می کند به این که بعث اعتباری از ناحیۀ مولا صادر شود، بعث فعلی از ناحیۀ مولا صادر شود که مقصود از فعلی، یعنی بعث محقّق، بعثی که الان تحقّق دارد و الان وجود دارد. پس همانطوری که بین اراده و مراد در ارادۀ تکوینیه فاصله و انفکاکی را ملاحظه نمی کنید، در رابطۀ با این بعث هم از نظر مولا هیچ گونه انفکاک و فاصله ای نیست. در حقیقت اینجا«الشوق المؤکّد المحرّک للعضلات نحو المراد»، به این کیفیت است که شوق مؤکّد مولا را تحریک می کند به این که بلافاصله و بدون انفکاک یک دستور الزامی را صادر کند. این جهتش اشکالی ندارد.

ولی ببینیم متعلّق این دستور چیست؟ مأموربه این امر چیست؟ در واجب معلّق مأموربه یک امر استقبالی است، یک امری است که بعدا می خواهد تحقّق پیدا کند. پس این بعث در رابطۀ با«مبعوث علیه» که یک حالت استقبالی دارد، این نتیجه را می دهد، مولا عبد را بعث کرده، در ناحیۀ مولا هیچ انفکاک و فصلی وجود پیدا نکرده، ولی می بیند در عبد هیچ گونه تحرّکی به وجود نیامد، هیچ گونه انبعاثی حاصل نشده است. نه از نظر این که عبد متخلّف و عاصی و غیر فرمانبردار است! نه از نظر این که عبد به مولا می گوید: من تسلیم محض هستم، اما مأموربه چیست؟ مأموربه مسافرت فردا.

فردایی هنوز وجود پیدا نکرده و زمان آینده هنوز نیامده است. پس در حقیقت بعث کامل از ناحیۀ مولا تحقّق پیدا کرده و سرسوزنی در برابر این بعث، انبعاث در عبد به وجود نیامده، «لا بلحاظ العصیان، بل بلحاظ الکون الواجب امرا استقبالیا» پس بین بعث و انبعاث جدایی افتاد، انفکاک تحقّق پیدا کرد، اما با آن بیانی که در رابطۀ با ارادۀ تکوینیه ذکر شد، اینجا هم نباید بین بعث و انبعاث اختلاف و فاصله ای وجود پیدا کند. همان طوری که بین«بعث المولی و اراده المولی المتعلق بالبعث» هیچ گونه انفکاکی پیدا نشد، بین بعث و انبعاث عبد هم معقول نیست به تعبیر ایشان انفکاکی پیدا شود.

چطور می شود که بعث فعلیت داشته باشد، همۀ مراحل الان تحقّق داشته باشد، بدون هیچ گونه نقصان و کمبودی، معذلک در عبد هیچ گونه تأثّر و انبعاثی نباشد، به لحاظ این که مأموربه یک امر استقبالی است؟ می فرمایند: این هم مثل آن یک امر غیرمعقول است و امکان ندارد این انفکاک تحقّق

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه