سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 231

صفحه 231

ابطال عمل به اطلاق و در از بین بردن زمینۀ اطلاق، این لیس خلاف الاصل. دلیل ایشان چیست؟ دلیل این است که اگر یک کاری کنیم که خلاف اطلاق باشد و زمینه را از بین ببرد، این مساوق با این است که مقدمات حکمت جریان پیدا نکرده، مقدمات حکمت در این فرض جریان پیدا نمی کند؟ یا بالاتر در تقیید به متّصل جریان پیدا نمی کند، این فرض را ما به تقیید به متّصل ملحق کردیم.

به عبارت روشن تر در رابطۀ با عدم جریان مقدمات حکمت که معنایش این است که خلاف اصلی تحقق پیدا نکرده، چون مقدمات جاری نشده تا اطلاقی باشد و خلاف اطلاق تحقق پیدا کند، آیا در رابطۀ با عدم جریان مقدمات حکمت خود تقیید به متّصل مثال روشن تر است؟ یا این که نه ما یک کاری کنیم که نتیجه اش با نتیجۀ تقیید مشارک باشد؟ این دلیلی که اقامه می کنید بر این که در عمل مشارک با تقیید در نتیجه، روی عدم جریان مقدمات حکمت هیچ گونه خلاف اصلی تحقّق پیدا نکرده، این دلیل شما که روشن تر در خود تقیید به متّصل جریان پیدا می کند و واضح تر در رقبه مومنه، پیاده می شود. اگر واضح تر در آنجا پیاده می شود، پس چرا در ابتدا کلامتان می فرمایید که ما قبول داریم که تقیید برخلاف اصل است، اما کاری که زمینۀ اطلاق را از بین ببرد، «لیس علی خلاف الاصل»؟

و به عبارت روشن تر ما کانّ از ذیل کلام ایشان هم صرف نظر می کنیم، می گوییم این تفکیک بین تقیید و بین عمل مشارک با تقیید در این که زمینۀ اطلاق از بین برود، را شما در کدام قید دارید؟ آیا در قید متّصل این طوری تفکیک می کنید؟ یا در قید منفصل تفکیک می کنید؟ اگر در قید متّصل تفکیک می کنید، که در قید متّصل خود قید مقامش بالاتر از قرینۀ از بین رفتن زمینۀ اطلاق است، این رقبه مومنه است. رقبه مومنه که بحث ندارد، نمی شود ما در رقبه مومنه بگوییم«علی خلاف الاصل» است. پس اگر در تقیید به متّصل شما این تفکیک را پیاده می کنید و مطرح می کنید، بلااشکال مطلب درست نیست. برای این که عدم جریان مقدمات حکمت در رابطۀ با خود قید اقوا است از عدم جریان مقدمات حکمت در رابطۀ با از بین رفتن زمینۀ اطلاق آن غیرمستقیم است، همانطوری که تعبیر کردم؛ اما این خودش مستقیم است.

وقتی مستقیما مولا دارد اطلاق مثلا توهمی را ردّ می کند، می گوید«اعتق رقبه مؤمنه» بگوییم «هذا التقیید علی خلاف الاصل»؟ پس اگر تفکیک شما در رابطۀ با قید متّصل است، این بلااشکال غیرصحیح است و عدم خلاف اصل بودن در خود تقیید رسمی، اولی است از عدم خلاف اصل بودن در از بین بردن زمینۀ اطلاق. و اگر این تفکیک را شما در قید منفصل می کنید، در قید منفصل هم هیچ فرق نمی کند. هر دو خلاف است. در قید منفصل همانطوری که بیان کردیم، اگر مولا دو روز پیش «اکرم زیدا» گفت و«قد استقر لأکرم زیدا اطلاقان و ثبت له اطلاقان، اطلاق الهیئه و اطلاق الماده» اگر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه