سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 5 صفحه 243

صفحه 243

«صلاه معنونه بعنوان حسن» یک قیدی هم همراهش می آورید که این عنون حسن، حسنش برای خود آن عنوان است، نه برای آثار و خواصش است. اگر بخواهید یک چنین قیدی بیاورید، یا اصلا چنین عنوان حسنی وجود ندارد، یا قلّ ما یتحقق چنین عنوانی؟ عنوانات حسنه، آنها هم مثل همین عبادات ما می ماند. حسنشان برای خاطر آثار و خواصشان است، حسنشان برای فوایدی است که بر آنها ترتب پیدا می کند و غایاتی است که بر آنها ترتب پیدا می کند.

اگر عنوان حسن برای آن آثار و خواصی بود که بر آن عنوان حسن ترتب پیدا می کرد؛ پس چرا ما لقمه را از پشت سر بیاوریم و در دهان بگذاریم؟ اگر برای آثار و خواص است، چرا می گوید: آثار و خواص صلاه نیست، اما صلاه یک عنوان حسنی برایش منطبق است که این عنوان حسن آن آثار و خواص را دارد و در حقیقت حسن، عنوان حسن برای آن آثار و خواص است. شما نتوانستید مشکل را حل کنید. اگر عنوان حسن در محدودۀ نفس عنوان بود، یمکن با قطع نظر از آن دو اشکال اوّلی که ما ذکر کردیم، کسی این حرف را بپذیرد. اما ما چنین عنوان حسنی نداریم؛ یا اگر هم داشته باشیم خیلی کم است. عنوانهای حسن هم حسنشان برای آن آثاری است که بر آن بار می شود. مثلا احترام عالم حسن دارد، چرا؟ برای این که این احترام سبب می شود که آن عالم تشویق شود، دیگران ببینند تشویق شوند، این ارزش نهادن و ارج نهادن به علم است و آن هم آثار دارد. و الاّ نفس این مطلب با قطع نظر از آثاری که بر آن مترتب می شود، «ایّ حسن یکون فیه» چه حسنی در آن وجود دارد؟

مثل این که ایشان غفلت فرمودند از این که وقتی پای عنوان حسن در کار آمد، این مسأله را حل نمی کند، اگر عنوان حسن، حسنش از محدودۀ عنوانش تجاوز نکند و به عبارت دیگر مثلا حسنش ذاتی باشد، مثل«المعرفه باللّه» که دیروز خود ایشان هم در تعریف اول ذکر می کردند«المعرفه با اللّه» این محبوبیت ذاتی دارد، این حسن ذاتی دارد. ما چیزی بالاتر از معرفه اللّه نداریم که بخواهد معرفه الله مقدمیت و سببیت برای آن داشته باشد. لذا یک چنین اشکالی هم به ایشان توجه پیدا می کند و در نتیجه بیان ایشان نمی تواند این مشکله را حل کند.

در حقیقت اینجا گیر کردیم. از یک طرف راه حلّی را که ایشان برای فرار از آن اشکال ارائه دادند، این بود که اگر نماز واجب است، برای معراجیت و برای ناهی بودن از فحشاء و منکر است، پس باید در درجه اول بگوییم: معراجیت واجب است، ناهی بودن از فحشاء و منکر وجوب دارد و اگر آن آثار و خواص وجوب داشت، پس صلاه وجوبش غیری است، وجوب صلاه برای معراجیت است، وجوب صلاه برای نهی از فحشاء و منکر است. آن وقت چه فرقی شد بین نماز و بین وضو؟ وضو وجوبش برای نماز، نماز هم وجوبش برای نهی از فحشاء و منکر. پس هر دو واجب غیری هستند.

ایشان این راه حل را ذکر کردند برای این که از این اشکال تخلّص پیدا کنند، بین نماز و وضو فرق

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه